ادای احترام به استاد در مهاباد بعد از 30 سال

شناسهٔ خبر: 12850027 -
جمعی از معلمان بازنشسته با برگزاری مراسمی در مهاباد از اساتید خود در دانشسرای این شهر تقدیر کردند.

به گزارش هاناخبر ، دکتر عثمان آچاک در شرح این اقدام معلمانی که سال 68 وارد دانشسرای مهاباد شدند، نوشت:

از دیدار پارسال بچه ها، قرار بود که دیدار امسال مان را رنگ و بویی دیگر بدهیم. لازم به توضیح است که از پنج سال قبل، با هم دوره ای های دانشسرا (ورودی 68 و فارغ التحصیل 1398) هر سال در اوایل تیرماه، روزی را برای گردهمایی تعیین کرده و در یکی از شهرهای جنوب استان، با دعوت قبلی گروهی از دوستان همان شهر، گردهمایی های دوستانه ای تشکیل می شود.

در این گردهمایی ها که به دور از تشریفات اداری و صرفاً به صورت دوستانه تشکیل می شوند، به بیان خاطرات و تجربیات چند ساله پرداخته می شود. امسال پس از استعلام نظرات دوستان وهمکاران در خصوص این گرهمایی، و با توجه به بازنشستگی قریب به اتفاق اکثر دوستان، توافق کردیم که در روز چهارشنبه، پنجم تیرماه ساعت شش عصر در دانشسرای محل تحصیل (شهید مدرس مهاباد) جمع شویم و برای ارج نهادن به اساتیدمان در ایام تحصیل (سال های 68 تا 72)، امسال از ایشان نیز دعوت به عمل آوریم. در این راستا از یک ماه قبل از مراسم، هماهنگی های اداری لازم برای حضور در محل به عمل آمد و با هماهنگی دوستان مهابادی سین مراسم تهیه شده و تعدادی از دوستان متونی در یادبود آن ایام و تقدیر از پیشکسوتان و بیان خاطرات شیرین ایام تحصیل آماده کرده بودند.

اشتیاق دیدار دوستان و پیش کسوتان، ما را زودتر راهی سفر کرد به طوری که ساعت پنج و نیم در محل حاضر شدیم. باید بودید و می دیدید که با ورود هر یک از دوستان هم دوره ای، دیگران چگونه ضمن احوالپرسی و شوخی های دوستانه از وی استقبال می کردند. همچنین با ورود اساتید و پیش کسوتان، که همان معلمان سی سال قبل ما بودند، کلیه حاضرین به استقبال تک تک ایشان رفته و دست و صورت شان را غرق در بوسه می کردند و آن عزیزان هم متقابلاً محبت خود را نثار همراهان کرده و اسامی را می پرسیدند. در هر صورت مراسم ساعت 6 عصر در محل سالن اجتماعات مجاور دانشسرا با تلاوت آیاتی از قران مجید شروع شد. در ادامه خیر مقدم مهمانان بخصوص اساتید پیش کسوت، از سوی نماینده دوستانِ حاضر به عمل آمد. همچنین متنی از سوی اینجانب که قبلاً تدارک دیده شده بود و در وصف و بیان تعدادی از خاطرات و یاد برخی از اساتید و دوستان فقید بود، قرائت شد. در ادامه شعری در وصف مقام معلم توسط شاعر توانمندش (آقای تالاوی) قرائت شد. همچنین با حضور ریاست محترم آموزش و پرورش مهاباد جناب آقای دکتر شاوله و همراهانشان، این محفل معنوی پررنگ تر شد و ضمن سخنرانی ایشان و تقدیر از این برنامه و برگزار کنندگان، استادان گرامی جناب آقایان فاضلی، منگوری و بهره ور سخنان ارزشمندی بیان فرمودند و در خاتمه، مراسم با اهدای لوح یادبود به اساتید پیش کسوت و نیز خانواده های اساتیدی که در قید حیات نیستند، برنامه خاتمه یافت و حاضرین برای گرفتن عکس دسته جمعی- که در کانال های خبری پخش شده- در حیاط محوطه آموزشی جمع شدند. پس از ابراز احساسات فراوان اساتید و دوستان مان به هم و یادایام، از محضر پیشکسوتان خداحافظی کرده و ادامه گرد همایی به فضای باغ یکی از دوستان منتقل شد. بخشی از نوشته اینجانب که در آن محفل قرائت شد بدین شرح است:

«ما معلم بودیم، معلم شدیم و معلم خواهیم ماند. ما گوی یادگیری را بُردیم و جزو معلمانی در کلاس جهانی بودیم، همان ها که هیچ روزی را بدون یادگیری مطلبی تازه به شب نمی آوردند، ما حرفه ای شدیم، ما رشد کردیم و از مقطه ابتدایی، پا را به مقاطع متوسطه یک و دو و دانشگاه رساندیم و در آنجا هم تدریس کردیم ولی لذت تدریس در دوره ابتدایی و مدارس روستایی را برایمان نداشت، ما به پختگی و بلوغ کاری و شخصیتی مان رسیدیم و هم اکنون به اعتراف بسیاری از مسئولین آموزشی، فارغ التحصیلان دانشسرا، بهترین ها از بین معلمان هستند. این در حالی است که در این اوج بازنشسته می شویم که باعث افتخار است. شاید با توجه به وضعیت اقتصادی و مشغولیت های دوم و سومی که بسیاری از دوستانم دارند، این کار به راحتی توجیه پذیر باشد ولی وقتی به گذشته بیست و چند ساله و تلاش هایی که برای رسیدن به این قله از حرفه ای شدن کشیده ام می اندیشم، بغضی سنگین گلویم را می فشرد و اشک حسرت از دیدگانم جاری می شود. روزها و شب های در به دری به منظور یادگیری بیشتر برای رسیدن به بهره وری بیشتر، روزهای خستگی و شب های اتوبوس نشینی و ایام جوانی که در ماشین و در رفتن به این شهر و آن شهر برای رسیدن به مدارج بالاتر علمی گذشت، آخر معلمان ما، این اندیشه ها را در همان دوران نوجوانی در مغز ما فرو کردند که یکی از راه های رسیدن به تعالی مادی و معنویِ فرد و جامعه، سرمایه گذاری بر خویشتن است و ما به این امید راه های نرفته زیادی را رفتیم.

ولی اکنون می بینیم که انتظارتی که از جامعه در قبال حرفه مان داشتیم برآورده نشده است. اکنون جامعه معلمان ما در اندیشه شغل دوم و سوم است تا بتواند اقساطش را پرداخت کند، تا بتواند خرج زندگی معمولی اش را تامین کند، ولی برای تامین زندگی متوسط، هنوز هشت بسیاری از معلمان در گرو نه شان است. متاسفانه بودجه های بسیار کم آموزش و پرورش راه را برای هرگونه ارتقای آموزشی فرزندانمان بسته است، این در حالی است که تنها کلید موفقیت و پیشرفت آموزش، نه در کتاب درسی، نه در تغییر مدیران و وزیران، نه در تعالی مدرسه، نه در مصالحه وزارت با نمایندگان، بلکه این کلید تنها و تنها در دست معلمان توانمند است.

ما می خواهیم فرزندان سرزمین مان آموزش هایی در سطح جهانی ببینند و جهانی بیندیشند و در دنیای وسیعی که امروزه دهکده جهانی نامیده می شود، شهروندانی در تراز اول باشند، ما می-خواهیم فرزندان این مرزو بوم، از آموزش های با کیفیت مهارت های زندگی برخوردار شوند، ما می خواهیم فرزندانمان در جغرافیای صلح و آرامش بزرگ شوند و هر روز سایه شوم جنگ و تخریب و ویرانی را تداعی نکنند، ما می خواهیم فرزندانمان آموزش های زیست محیطی ببینند و به طبیعت، مثل جزئی از خلقت، ارزش و احترام بگذارند، ما می خواهیم فرزندانمان با اصول دمرکراسی و ساختار قدرت آشنا شوند، تا استکبار و استبداد بر آنها حاکم نشود، ما می خواهیم آموزش اخلاقی جای آموزش های نظری را بگیرد، ما می خواهیم و ... »

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 7 =