پاییز، بنزین و آتشی که در خرمن میانه روها افتاد!/ *صلاح الدین خدیو

شناسهٔ خبر: 2618E135 -
این یادداشت به قلم فعال مدنی «صلاح الدین خدیو»، به کند و کاو در وقایع هفته پایانی آبان ماه در کشور می پردازد و دور نگاهی به عواقب و ثمرات این هفته، در انتخابات پیش رو دارد.

هاناخبر - دکتر صلاح الدین خدیو؛ روزهای پایانی آبان در تقویم سیاسی ایران ماندگار خواهد بود. هفته ای تلخ و پر مرارت که از گوشه و کنار کشور آهنگ ویرانی و مصیبت به گوش می رسید. قطع اینترنت و توقف گردش آزاد  اطلاعات هم بر مرارت قضیه افزود و هم آن را مثل داستان " فیل در تاریکی " نموده بود.

اکنون که جریان اینترنت برقرار شده و ابرهای آتش و دود کنار رفته، چه می توان گفت؟ آیا اطاق به قدر کافی روشن است که به توصیف فیل پرداخت؟ داده های مطمئن و معتبر وجود دارد؟

بر اساس داده ها و شواهد غیر رسمی، خشونت بکار رفته هم بیسابقه بوده و هم پردامنه و این به خودی خود تاثرآور و نگران کننده است. حجم تخریب ها و آتش سوزیها که عمدتا در سه روز اول رخ داده، قابل مقایسه با اعتراضات پیشین نیست. کما اینکه تلفات انسانی برجای مانده هم آهنگی مشابه دارد.

سخنگوی دولت گفته بیشترین آسیب انسانی را حاشیه نشینان اطراف شهرها و مهاجران شهرهای بزرگ، متحمل شده اند. او این اینها را یک طبقه نوین خوانده که موتور محرکه و هسته اصلی اعتراضات شهری اخیر می باشند.

اگر این سخن دقیق باشد، بدین معناست که قسمی‌ جابجایی، در رهبری جنبش های اجتماعی رخ داده و  تهیدستان و حاشیه نشینان  شهری که پیشتر در گفتمان های رایج سیاسی چندان مورد اعتنا قرار نمی گرفتند، جای نیروهای سیاسی منسوب به طبقه متوسط را گرفته اند.

شهرها و شهرکهای اقماری اطراف تهران و استانهای مرکزی و جتوبی که شاهد بیشترین و شدیترین ناآرامی ها بودند، همواره با آسیب های ناشی از پدیده مهاجرت، محرومیت و افزایش شدید جمعیت و تاثیر این مسائل روی معیشت روبرو بوده اند. کما اینکه دو شهر استان کردستان و کرمانشاه که خشونت های بی سابقه ای را تجربه کردند، در دهه های گذشته شاهد مهاجرت های وسیع و افزایش های بیست برابری در میزان جمعیت خود بوده اند.

نخستین بارقه های این دگردیسی در دی ماه 96 مشاهده شد و حوادث هفته گذشته، رادیکالیزه و تندتر شدن شیب اجتماعی آن را به منصه ظهور گذاشت.

بیانیه 77 فعال سیاسی اصلاح طلب که یکشنبه گذشته از موضع پشتیبانی از اعتراضات صادر شد، محک خوبی برای ارزیابی شکاف ایجاد شده میان بدنه اجتماعی تند شده و رادیکال و راسی که در تقلای پس نیفتادن است، می باشد.

به نظر می رسد امضاکنندگان اصلاح طلب با درک شرایط خطیر امنیتی و براورد هزینه های احتمالی که بابت اتخاذ موضعی " نسبتا رادیکال " باید بپرازند، همزمان از بیم از دست دادن نهایی سرمایه اجتماعی در انتخابات اسفند و میدان داری تندروها، ناچار گوشه عافیت را به کناری نهاده و دست به مخاطره زده اند.

طرفه اینکه اگر  حملات تند و سازمان یافته رسانه های تندرو نبود، پژواک این نامه بسیار کمتر از آن می شد که منتقدان آن فکر می کنند. چه، در درجه اول معترضانی که در کف خیابان حضور داشتند، مدتهاست از ایده مرجعیت اصلاح طلبان عدول کرده اند و همگام با لبه راست قیچی ـ اقتدارگرایان و محافظه کاران ـ آنها را می برند.

بیایید این پرسش را به گونه ای دیگر مطرح کنیم: اگر فرضا چهره های اصلی این لیست را که افرادی خوشنام و موجه هم هستند، در انتخابات آتی در قالب لیستی برای تهران نامزد کنیم و شورای نگهبان هم مجوز دهد، آیا احتمال دارد رای بیاورند؟ واقعا مشخص نیست پاسخ مثبت باشد!

آیا رقبای اصولگرایشان می توانند لیست آنها را شکست دهند؟ قطعا خیر!

آیا دارودسته احمدی نژاد می توانند؟ ممکن است! اما این پیروزی به بهایی سنگین بدست خواهد آمد و به معنای دور دیگری از پخش پول و اعانه و نزدیکتر کردن کشور به پرتگاه خواهد بود.

مراد از این سوالات فرضی چیزی نیست جز تاکید روی این مهم که حذف میانه روها، اصلاح طلبان، فعالان مدنی، رسانه ها و دگراندیشان لزوما به یکدست سازی قدرت و انحصار آن منجر نخواهد شد.

بلکه به معنای از دور خارج کردن تمام سپرها، حائل حا و ضربه گیرها و زوال پیچیدگی و لایه بندیهای گوناگون جامعه و مماس شدن کف خیابان و حاملان نگاه امنیتی خواهد بود. طبیعتا کسی از تبدیل جامعه به دو طبقه حاکمان و محکومان سود نخواهد برد.

یکی از هشدارهای اعتراضات اخیر لزوم دور زدن این دوقطبی خطیر است. بدون کنار گذاشتن نگاه امنیتی هیچگاه گذار واقعی شکل نمی گیرد.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 8 =