آوایی از دل زاگرس.../ رضا رحیمی

شناسهٔ خبر: 46D595FB -
سرزمین زاگرس نشینان از دیرباز با آواها و نواهای اصیل سر و کار داشته و همیشه سبک ها و موسیقی های با ارزشی را در خود پرورانده است و از جمله این صداهای اساطیری، آوایی رؤیایی به نام هوره است.

به گزارش هاناخبر ، رضا رحیمی،خبرنگار و روزنامه نگار کردستانی؛ دستان مردی را می بینی که کنار گوش هایش قرار گرفته و با چشمانی بسته در حال خواندن صدایی باورنکردنی است، صدایی که تنها متعلق به این زاگرس زیباست و تنها اینجا معنا می یابد. از شنیدن چنین صوتی، شگفت زده خواهی شد و ساعت ها می توانی به آن گوش فرا دهی حتی اگر متوجه کلمات نشوی. هوره، آوازی که هم متن است و هم موسیقی، هم نوا است و هم آوا، هم ناله و هم شادی، آواز مرغانی عاشق که تا به امروز حفظ شده و ماندگار است.

هوره آوازی ممتد است که خواننده بدون وقفه متن ها و ابیات را می خواند و کلمات را به گونه ای زیبا و کشیده، در هنگام خواندن با صداهای حنجره، ترکیب می کند. بیشتر کلمات و متن فولکلور هستند و منبعی از گذشته هستند اما گاهی خواننده احساس خود را به صورت هوره می خواند که بیشتر هم با تم های غمگین همراه است.

"تمام شب و روز چشم انتظارم"، وو وو وو هو هو هو (صدایی که هوره خوان یا هوره چر، از حنجره خود تولید می کند)، و در ادامه هوره می خواند: "همچون قاصدک به دنبال سرنوشتی نامعلوم هستم، چون دورم از خانه خود، اشک چشمانم از دوری دوست جاری است، خبری ندارم از او، کدام طرف بروم نمی دانم، غریب و بی توان نامه دور از یار را بنویسم."
هوره در باستان

از گذشته نقل شده است که هوره را برای مضامین مذهبی به کار می بردند و حتی آن را به اهورا مزدا نسبت می دهند. مفاهیمی آسمانی که با نوای هوره خوانده می شده است. به نقلی هم هوره را از اولین آواهای دنیای موسیقی می دانند، مادر آواهای سرزمین مادری کردنشینان. نقل شده که از هزاران سال پیش و از زمان ساسانیان آمده است و درباریان، سبک های مختلف آن را پدید آورده اند.

 این نوا تا به امروز با ریتم هایی آزاد و خلاقانه در غم ها و شادی ها، در فرهنگ مردم نقش ایفا کرده و احساس را برای ایشان آفریده است.

 سرزمین مادری هوره

هوره از زمان باستان در میان زاگرس نشینان شکل گرفته و بیشتر هم در این مناطق رشد یافته است. کرمانشاه، اورامانات، کردستان، ایلام و مناطق مختلف زاگرس مهد این سبک از موسیقی هستند. هوره خوانان یا هوره چرهای زیادی در این استان ها فعالیت دارند. امروز هم افراد سرشناسی به خوبی نگه دار این سرمایه فرهنگی هستند. هنوز هم در این مناطق پژواک آوازهای هوره، در دل زاگرس طنین انداز است. مادری که برای بچه اش می خواند، عاشقی که از دوری یار می گوید، پیرمردی که از خاطراتش می خواند و مردمی که قصه های دل خود را به زبان هوره بیان می کنند.

آوایی از دل زاگرس...

تازگی همیشگی هوره

وقتی به هوره گوش فرا می دهی حتی اگر معنا را هم نفهمی، کم کم علاقه مند به آن می شوی. طرفداران این آواز از این موضوع خبر می دهند که لازم نیست معنای هوره را بلد باشی تا به آن گوش دهی و آن را دنبال کنی، بلکه با گوش دادن به هوره به ناگاه به آن دل خواهی بست و بعدها هم شاید معنایش برایت جالب شود. شنونده هوره، هیچ گاه خسته نشده و تک تک مراحل این آواز برایش تازگی دارد، به طوری که در طول اجرای هوره، با آن ارتباط برقرار می کند.

بیان احساسات مختلف با هوره

در فرهنگ زاگرس نشینان، احساسات مختلفی با هوره بیان می شود، از جمله: شادی، عشق، آرزو، خاطرات و حتی غم. بیان غم و غصه اما نام دیگری دارد، مور خوانی. این سبک هم نوعی هوره است که در مراسم عزاداری و تشییع جنازه می خواندند، زنانی کهنسال که مهارت خواندن مور را داشتند، در این گونه مراسم ها از آنها دعوت می شد تا در غم فرد از دست رفته، مویه کنان مور بخوانند. 

   مادر سبک های موسیقی

  با آن که گفته می شود که هوره مادر سبک های مختلف در موسیقی است و ردیف ها و دستگاه های موسیقی ایرانی از آن سرچشمه می گیرند، اما امروزه هوره کم کم به دست فراموشی سپرده شده و غریب می شود. تعداد هوره خوانان (هوره چر) هم روز به روز کم تر می شود، مهارتی که باید در طول تاریخ به نسل جوان انتقال یابد و به عنوان یک سرمایه فرهنگی در نظر گرفته شود. می توان در کنار سایر خلاقیت ها و حتی آموزش موسیقی، این سبک از هنر را هم به علاقه مندان آموخت. اما شاید خیلی ها هنوز معنا و مفهوم هوره را نمی دانند و پای عشق آتشین آن ننشسته اند، شاید بازگشتی دوباره برای شنیدن هوره لازم است تا نسلی دیگر در این راه قدم نهاده و دنیای زیبای هوره، شناخته شود.

چگونه یک هوره چر شدم؟

هوره چر محلی (هوره خوان محلی) دیواندره ای برایم از هوره می گوید و این که چگونه به آن علاقه مند شد.

کاک برهان، با اشاره به طنین دلنواز هوره می گوید: از ۱۰ سالگی با شنیدن این آواز از سوی پدربزرگم در کوه و صحرا، علاقه مند شدم، در ابتدا به معنا توجهی نداشتم و تنها به صدای حنجره پدربزرگم گوش می دادم تا کم کم خواستم خودم هم این صدای زیبا را ادا کنم. در آن زمان، پدر بزرگم فوت شد و فرصت آموزش من را نیافت من هم به ناچار به یکی از آشناهایم گفتم تا در حد آشنایی و توان خود، من را کمک کند. در شروع کار زیاد راضی نبودم اما وقتی صدای خود را به افراد سرشناس ارائه می کردم، آنها کار من را تایید می کردند و من به یک هوره چر تبدیل شدم و حالا از داشتن چنین مهارتی که تکه ای از تاریخ و فرهنگ را نشان می دهد، بسیار خوشحالم.

وی از نبود مراکز آموزشی برای چنین مهارت هایی می گوید و گله دارد که چنین آثاری که می توانند فرهنگ عمومی را ارتقا دهند، در پساپس هنرهای دیگر در حال فراموشی است.

هوره، هم ادبیات است و هم آواز، یا منابعی است ثبت شده بین هوره چرها یا گاهی نوای دلشان، هرچه هست آدمی را با خود همراه می کند، چه آوازی برای طبیعت باشد و چه ناله های عاشقی برای یارش، همچون بخشی از این هوره به زبان کلهری از هوره چر، سیدقلی ایلامی: هه‌رچی مال دیرم وو وو وو نه‌زر بالاگه‌ت، به لکم بونمه‌د  هو هو هو  له مسافره‌ت، ووووو مال ئرای چوه‌مه هووووو جه‌فا بکیشم، وو وو وووو هه‌ر قه‌وله­گه‌م خوه‌ش بو سه‌فای­لی بونم (هرچه دارایی دارم نذر قد و بالای تو که شاید در مسافرت تو را ببینم، مال و دارایی به چه کارم می آید وقتی صفایی نبینم.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 3 =