ناصر فیض الله بیگی

شناسهٔ خبر: 565C7265 -
ناصر فیض الله بیگی متولد 1342 با 30 سال فعالیت در زمینه هنرهای تجسمی از هنرمندان نسل دوم كردستان است كه آموزش طراحی و نقاشی را نزد پدربزرگش فیض الله خان ناهید (از پایه گذاران نقاشی شرق كردستان) آغاز نمود.

به گزارش هاناخبر ،ناصر فیض الله بیگی متولد 1342 با 30 سال فعالیت در زمینه هنرهای تجسمی از هنرمندان نسل دوم كردستان است كه آموزش طراحی و نقاشی را نزد پدربزرگش فیض الله خان ناهید (از پایه گذاران نقاشی شرق كردستان) آغاز نمود. از استادان دیگر وی می توان به مصطفی شیرزاد و محمد رستم زاده اشاره كرد. فیض الله بیگی كه دارای مدرك نقاشی از موسسه ی دانشگاهی رسام هنر و مدرك مربیگری از سازمان فنی و حرفه ای كشوردر رشته ی نقاشی می باشد..


فیض الله بیگی كه دارای مدرك نقاشی از مو‍‍سسه ی دانشگاهی رسام هنر و مدرك مربیگری از سازمان فنی و حرفه ای كشوردر رشته ی نقاشی می باشد. در مورد علاقمندی خود به نقاشی و عوامل موثر در ادامه آن می گوید « حضور هنرمندانی همچون حاجی سرتیپ ( شاعر ) ، سهام الملك (خطاط) ، افتخار ناهید ( نویسنده ، نقاش و سیاستمدار ) ، عزیزخان كرمانج ( محقق و سیاستمدار) ، سالار آلبلاغ ( خطاط و نقاش ) و رشید خان فیض نژاد ( آهنگساز ، موسیقیدان و خواننده ) در فامیل از همان ابتدا بذر و ریشه هنر را در وجودم كاشتند فضای خانوادگی مان هم سرشار از نقاشی ، شعر و موسیقی بود ، خوب یادم است زمانی كه در روستا زندگی می كردیم دیوارهای منزلمان با تابلوهای نقاشی پدربزرگم استاد فیض الله خان ناهید مزین شده بود دیدن و شنیدن آثار هنری در محیط خانواده جرقه ی هنر را در وجودم بیدار كردند. بعدها هم كه در حضور پدربزرگم استاد مرحوم فیض الله خان ناهید كه از بنیانگذاران نقاشی در شرق كردستان می باشد و نزد استادان مصطفی شیرزاد و محمد رستم زاده كه آنان نیز از بستگانم هستند به طور جدی آموزش هنر نقاشی را گذراندم .

اما جدای از اینها كه فاكتورهای اصلی در پیشرفت و ادامه ی كار هنری ام بودند لازم می بینم كه از تمام معلمین ، اساتید ، هنرمندان ، مكانها و فضاهایی كه در تكمیل پازل هنری ام تأثیرگذار بوده اند نام ببرم تا شاید مروری كوتاه بر تاریخی ناگفته باشد.

در سال 1347 وارد دبستان شدم و با آقای خلیل فیضی كه نقاشی زبردست و همكلاسی ام بود آشنا شدم و در همان سال ها هم یكی از فامیل هایمان آقای فریدون دانشور كه فردی باسواد ، فهیم و دلسوز بودند كتاب های داستانی را برایمان می آورد و ما را با كتاب های غیر درسی ، آشنا و علاقمند كرد.

در دوران راهنمایی هم كه وجود معلمان خوبی همچون آقایان مرحوم محمد شریعتی ، مجید فاروقی ، آقای قصاب آزاد و آقای مجیدی در علاقمندی من به كتاب های علمی ، تاریخی و فرهنگی بسیار تأثیر گذار بودند و انقلاب 1357 كه حال و هوای خاص خود را داشت و از لحاظ فكری و روحی بسیار تأثیرگذار بود.

در دبیرستان نیز استاد محمد رسول شیرازی كه معلم زبان انگلیسی ام بود واقعاً سرآمد و سمبل اخلاق ، صداقت و دانش و هنر بود ایشان در ادبیات كردی و فارسی دست بالایی داشتند . اما روی آوردن من به طور جدی به هنر نقاشی از آن جا شروع شد كه یك روز وسایل نقاشی برادر بزرگم را كه نقاشی می كرد ، برداشتم و با انگشت شروع به نقاشی كردن نمودم ، برادرم وقتی آن را دید همه وسایل اش را به من هدیه كرد و بعد از آن بود كه به خدمت پدربزرگم در منز ل شان برای یاد گرفتن نقاشی رفتم . در سال 1359 به دلیل جنگ و آوارگی به منزل فامیل مان به تهران رفتیم و در آن جا هم آثار نقاشی عده ای از نقاشانی كه كارگاه و آتلیه داشتند را دیدم و در همان سال ها با كارهای آقایان لقمان كریمی ، محمد صالحی و استاد محمد ملكی آشنا شدم و در سالهای 1360- 1361 در كلاس استاد فیض الله خان ناهید كه در خانه فرهنگ تشكیل می شد به طور رسمی حضور یافتم و در آن جا علاوه بر یادگیری با آقایان مسعود رحیمی ، احمد سبكرو ، عرفان حبیبی ، انور پرویزی ، محمد حسینی و استاد كمال طاطایی آشنا شدم و بعد از آن هم یعنی در اوایل دهه شصت در كلاس های طراحی استاد محمد ناهید برای اولین بار طراحی را مستقل از رنگ شروع كردم .این كلاسها در مهد كودك 22 بهمن وخانه فرهنگ تشكیل می شد. سال 1362در هنركده شیرزاد نزد استاد نقاش مصطفی شیرزاد در شهرستان بوكان حضور یافتم و در سالهای 1362  و 1367 در كلاس های طراحی استادان محی الدین خدا رحمی و هادی ضیا الدینی حضور یافتم و در سال 1368 نیز آموزش طراحی و نقاشی با آبرنگ را نزد استاد مجید عقیلی هنرمند اصفهانی در دوران سربازی گذراندم . در فاصله این سالها نیز در سال 1365 دوره آشنایی با عكاسی را به شیوه علمی و عملی نزد استاد سیروس عیسی زهی گذراندم .كارگاه عكاسی را در زیرزمین منزلمان درست كرده بودیم و كار می كردیم ، بعدها هم در سال 1380 یك دوره عكاسی را نزد استاد سلیمان محمودی در خانه فرهنگ گذراندم.

در موسسه دانشگاهی رسام هنر شعبه بوكان هم دوره كامل طراحی و نقاشی را نزد استاد محمد رستم زاده ( نامو ) در سال 1376 گذراندم.

البته ناگفته نماند كه حضور و آشنایی با هنرمندان رمزی قطب الدین ، عباس عبدالرزاق كه به عباس ویدیو مشهور بود ، مرحوم علی لطیف ، ریبوار سعید ، آكو غریب ، عثمان قادر و اردلان در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد همچنین آشنایی با اساتید و هنرمندان شهرستان بانه در اوایل دهه هفتاد آقایان عطا نهایی ، عبدالباسط شافعی ، مرحوم رحمان فتاحی ، علی خیاطی ، بختیار احمدی ، ایوب برزنجی ، مختار احمدی ، هوشیار حسینی و شهرام محمودی در ادامه و پیشرفت كار هنری من تأثیرگذار بوده است.

اما نكته مهم در فعالیتهای هنری من كه بحث كردن در مورد آن خالی از لطف نیست وجود دو پاتوق هنری در چایخانه های صداقت وعلائی ( هیجانان ) بود. در این پاتوق های هنری هنرمندان و اساتیدی همچون عبدالله كیخسروی ، خالد خاكی ، امجد علیمرادی ، رحیم لقمانی ، محمد صالح سوزنی ، علی عابدی ، كاوه گلكار ، عطا باده ، قباد كلهر ، قادر عارفی ، صلاح محمدی ، حسن عدنانی ، سیروس عیسی زهی ، رسول محمدی ، محی الدین آیین ، شاهرخ فیض نژاد ،مرحوم عبدالله راشدی، اسماعیل پاشایی، شهرام شمسی و مصطفی حسین پور حضور داشتند . در این پاتوق ها دور هم جمع می شدیم و محوریت آن هم كه بر عهده آقای خالد خاكی بود در زمینه های مختلف هنری ، فلسفی ، اجتماعی و... بحث و گفتگو می شد و از تجارب و دانش اساتید بهرمند می شدیم و واقعاً شور و انرژی خاصی در این گرد همائی های غیر رسمی بود كه فراموش نشدنی است .

در كل باید بگویم از لالایی های مادرم گرفته تا داستانهایی كه در كودكی و در كنار بخاری در روستا برایمان می گفت ، از طبیعت زیبای روستای خودمان تا طبیعت زیبای كردستان ، از صدای زیبای دهل و زُرنای عروسی و عزا گرفته تا آوازهای زی زی و شمشال قاله مه ره ، از آوازهای حسن زیرك تا سرودهای شوان پرور ، از آوازهای الویس پریسلی تا آوازهای گوگوش ، از نقاشی های غارهای لاسكو و آلتامیرا تا كوبیسم پیكاسو ، از هنرجویان كودك تا بزرگسا لم كه هر كدام به نوبه خود استادم نیز بوده اند ، از پندار نیك زرتشت تا آراء متفكران شرق و غرب ، از حماسه آریو برزن تا 12 سواره مریوان ، ، از شعرهای فردوسی ، خیام ، مولوی ، نالی ، محوی ، هیمن تا شعرهای نیما ، فروغ ، شاملو ، گوران ، سواره ، په شیو ، شیركو بیكه س ، از مصاحبه ها و نوشته های گوناگون تا فیلم های شجاع دل ، یول و چریكه هه ورام ، از رنجها ، شادی ها و عشق های دیروزمان تا دردها ، آرزوها و امیدهای امرزومان ، از بیداری تا خواب هایم ، از دوستان ، فامیل ، هنرمندان و هموطنان یكرنگم گرفته تا پدر ، مادرم ، همسر و فرزندم همگی به شیوه مستقیم و غیر مستیقم در پیشرفت و ادامه كار و راه هنری ام تأثیر گذار بوده اند.

ایشان ابتدا فعالیت نمایشگاهی را با برپایی نمایشگاههای گروهی از سال 1360 به شیوه های ناتورالیستی ، امپرسیونیستی و اكسپرسیونیستی آغاز می نماید . روش ایشان هدف پیش بینی شده ای ندارد كه پس از رسیدن بدان بتواند به آسانی شاهكار بیافریند ، هنر او نمونه جستجو و بالندگی بی وقفه است كه رفته رفته به سوی تجربه و نوآوری در زمینه های دیگر می رود . در سال 1373 كه اولین نمایشگاه انفرادی را در بانه برگزار نمود در كنار آثار امپرسیونیستی و اكسپرسیونیستی جعبه ی كمك های اولیه را كه تعدادی نوار كاست (موسیقی) در آن بود ، قرار داد و با این حركت كانسپت را نیز با دیگر سبك ها در نمایشگاه تركیب نمود . او معتقد است « هنر سراسر آزمودن است و حس های متفاوت سبك های متفاوت می طلبد ، آنچه می خواهی ، آنچه احساس می كنی ، سرانجام با سبك به یگانگی می رسند ، هنرمند در واقع سر به كار خود دارد و با رنگ ها ، خط ها و در كل فرمهای متفاوت احساس و اندیشه خود را بروز می دهد » .

روش تفكر و تجسمی اش وابسته به محیط پیرامون و مسائل جامعه خود است و با بهره گرفتن از مفاهیم ذهنی خویش به بیان مسائل اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی می پردازد.

در اسفند ماه سال 1380 نمایشگاهی از آثارش را برپا نمود كه در آن در كنار آثار امپرسیونیستی كه منظره هایی از اطراف شهرستان های سقز و بانه و بوكان بود قفس هایی را در نمایشگاه قرار داد و این بار امپرسیونیست و كانسپت را در كنار یكدیگر در نمایشگاه تركیب نمود.

در اسفند ماه 1381 نمایشگاهی را به مناسبت سالگرد فاجعه ی حلبچه برگزار نمود. در روز پایانی در حركتی اعتراض آمیز نسبت به جنگ و خونریزی و دهها فاجعه ی انسانی دیگر آثارش را به آتش كشید كه در جریان آن نیز مخاطبان در موافقت و مخالفت به اظهار نظر پرداخته و عده ای هم كه از درك كار هنری او عاجز مانده بودند فكر می كردند به نوعی بن بست هنری رسیده و این در حالی بود كه در آبان ماه سال 1382 در نمایشگاه خیابانی با عنوان آینه آثارش بر روی دیوارهای مخروبه ی حمام برلیان در خیابان ساحلی شهرستان سقز نقش بست . كارها آینه هایی بودند كه طراحی های ساده و كلاژ روی آنها از فاجعه بی هویتی انسانها خبر می دادند ، هر بیننده ای در مقابل آنها قرار می گرفت به جزء لاینفك اثر تبدیل می شد و در واقع روح مخاطب را در اثر شركت می داد خود او در این باره می گوید « من علاقه ای به تكرار گذشته ندارم وآثارم را برای به به گفتن و « عالی است » خلق نمی كنم من اعتقادی ندارم كه روزی كارهای مرا جمع و درجایی چون موزه نمایش دهند ، هنر من امروز باید جواب خودش را دریافت كند نه اینكه ده سال بعد در میان حیرت و شگفتی مخاطبانش حلوا حلوا شود در نمایشگاه خیابانی من یقه ی همه ی مخاطبان را از هر قشری گرفته ام رهایی از این فضا بسیار سخت است چون از هر طرف كه از كنار نمایشگاه عبور كنند خود را در آینه ها خواهند دید . من دقیقاً می خواستم مردم خودشان را در آینه هایی ببینند كه به دیوار مخروبه ای آویزان شده و جزئی از آینه ها باشند در واقع اثر و بیننده و هنرمند یكی خواهند شد » .

او هنرمند ی مستقل است كه در كارهایش بیشتر به هنرمفهومی روی آورده چون آن را شیوه ی خاصی از تفكر می داند كه برای مقابله با بی معنایی در آثار مدرنیستی شكل گرفته و در جامعه ی ما برای مقابله با آثار تقلیدی و كلیشه ای لازم است از هنر مفهومی بهره ببریم او می گوید « كانسپت چوال آرت هنری است ، كه فلسفه ، تفكر و دقیق شدن را در بردارد و برای ما كه از تفكر بسیار دور شده ایم اولویت دارد » .

هنر مدرن مكان برگزاری را به بخشی از اثر هنریی تبدیل و نیمی از ذهنیت خودآگاه هنرمند را در بر می گیرد . نا صر فیض الله بیگی هم كه از هنرمندان آونگارد است با حركتی زیركانه در دی ماه 1382 بین مردم شایع كرد كه نمایشگاهی از آثارش را در موزه شهر فاقد موزه سقز بر پا می نماید كاری كه هرگز انجام نشد اما همچنان ذهنیت مخاطبان را درگیر مسائل فرهنگی و اجتماعی خودشان كرد در اسفند ماه همان سال نمایشگاه خانگی را كه نقاشی ها را روی دیوارها كشیده بود برگزار نمود و در آن اكسپرسیون را دعوت به تماشای كانسپت كرد.

روستای قلیچ از توابع شهر بوكان كه زادگاه هنرمند بود در فروردین سال 1383  پذیرای هنرمندان و هنردوستانی شد كه برای دیدن آثار فیض الله بیگی آمده بودند این آثار روی دیوارهای كاهگلی و داخل مسجد روستا به نمایش گذاشته شده بود در 30 تیرماه 1384 سنگ مزارهای آیچی سقز تابلوهایی را كنار خود دیدند كه با مرگ هیچ میانه ای نداشتند ، موضوع ، فضا و رنگ ها همه شاد و زنده بودند و.....

ایشان كه هنرمند را جادوگر متفكری می داند كه خیال و احساس خود را با تفكر تلفیق می كند در سال 1375 از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بانه به علت عدم گزینش اخراج شد و در سال 1377  نیز همانطور که خود ایشان می گوید « از طرف یکی از آشناهایم که در آموزش و پرورش کار می کرد با من تماس گرفتند و گفتند که در رشته نقاشی نیاز به تدریس در دبیرستان کار و دانش دکتر حسابی داریم و سختگیری قبلی هم در مورد تأییدییه ی گزینشی نمانده است . من هم مدارکم را بردم و مشغول به کار شدم ولی سال تحصیلی هنوز به اتمام نرسیده بود که به دلیل عدم تأیید گزینش برای دومین بار اخراج شدم » ایشان در طول سه دوره عضو انجمن هنرهای تجسمی شهرستان سقز بوده و در دوره سوم انجمن از طرف ریاست اداره بعد ازگذشت 18  روز از انتخابات انجمن هنرهای تجسمی ، منحل گردید و این بار هم به شیوه ای غیرمستقیم باردیگر اخراج شدند. فیض الله بیگی همچنین یكی از بنیانگذاران مركز فرهنگی و هنری مُكریان در سال 1379 و سایت های هنری artakurd و artakurdo می باشند و حدود 25  سال است مشغول تدریس و استاد هنر در مقاطع سنی بزرگسالان و كودكان می باشند .




فعالیتهای آموزشی بزرگسالان :


-  از سال 1364 به صورت رسمی با آقای مسعود رحیمی تدریس طراحی و نقاشی را در مدرسه ای جنب كتابخانه ی عمومی شماره 2 آغاز نمود.

-  سال 1370 تا 1373 : خانه فرهنگ بانه ( طراحی و نقاشی )

-  سال1377 :  دبیرستان كار و دانش شهرستان سقز ( رشته ی نقاشی )

-  سال 1376 تا 1380: خانه فرهنگ شهرستان سقز ( طراحی و نقاشی  )

-  سال 1376 تا 1377 : خانه جوان شهرستان سقز ( طراحی )

-  سال 1379 تا 1382 : گلستان فرهنگ و هنر مُكریان ( طراحی و نقاشی )

-  سال 1383 : هلال احمر شهرستان سقز

-  سال 1383 تا 1384: مركز شماره 2 مُكریان ( طراحی ، نقاشی و تاریخ هنر )

-  سال 1384 تا 1388 : آموزشگاه نقاشی باران ( طراحی ، نقاشی ، آشنایی با سبك های نقاشی و تاریخ هنر )

-  سال 1389 : آموزشگاه نقاشی ناهید ( طراحی ، نقاشی ، آشنایی با سبك های نقاشی و تاریخ هنر )

-  حدود 15 نمایشگاه طراحی و نقاشی را برای هنرجویان بزرگسال برپا نموده است .




فعالیتهای آموزشی كودكان ونوجوانان :

 
-  از سال 1371 تا سال 1375 به صورت رسمی در كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان شهرستان بانه آموزش نقاشی و سفالگری كودكان را آغاز نمودند .

-  سال 1373 تا 1374 سازمان بهزیستی شهرستان بانه ( نقاشی )

-  سا ل 1379 تا 1380 سازمان بهزیستی شهرستان سقز ( نقاشی )

-  سال 1376 تا 1388: مهد كودك گلهای زندگی ( نقاشی و سفالگری )

-  سال 1382 تا 1388: مهد كودك پرستوها (  نقاشی و سفالگری )
 
-  سال 1383 تا 1384 : مهد كودك آینده سازان ( نقاشی و سفالگری )

-  سال 1379 تا 1382 : گلستان فرهنگ و هنر مُكریان ( نقاشی و سفالگری )

-  سال 1382 تا 1384 : مركز شماره 2 مُكریان ( نقاشی و سفالگری )

-  سال 1384 تا 1388: آموزشگاه نقاشی باران ( نقاشی و سفالگری )

-  سال 1389 : آموزشگاه نقاشی ناهید ( نقاشی و سفالگری )

   
وی علاوه بر آموزش در زمینه ی برپایی نمایشگاه نقاشی برای كودكان نیز فعالیت نموده و تا كنون بیشتر از 36 نمایشگاه را با همكاری كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان ، مهد كودك های ( گلهای زندگی ، پرستوها ، آینده سازان ) ، گلستان فرهنگ و هنر مُكریان ، مركز شماره 2 مُكریان ، آموزشگاه نقاشی باران ، آموزشگاه نقاشی ناهید و سایت artakurdo در شهرستانهای سقز و بانه در مكانهای مختلفی همچون خانه فرهنگ ، پارك شهر (مولوی كُرد) ، پارك كوثر و... برگزار نموده اند .

لازم به ذكر است در زمینه بر پایی نمایشگاههای هنری برای هنرمندان نیز فعالیت نموده و با همكاری دوستان و هنرمندان تا كنون چندین نمایشگاه از آثار استادان ناهید در غرفه های اداره كار واقع در پارك شهر سقز ، ساختمان آقای فاروق نقشبندی ، خانه معلم ، خانه فرهنگ ( جشنواره استادان ناهید ) و سایت artakurd, و artakurdo و همچنین هنرمندان استاد شیرزاد و خاتو زین را برپا نموده است.
 
ناصرفیض الله بیگی كه از بهمن ماه 1387 همراه با دو مربی دیگر آموزشگاه نقاشی باران خانم ها سعیده صائب و سروه صائب كلاسهای آموزش هنر نقاشی را به صورت مكاتبه ای و اینترنتی در سایت آرتاكُردو در گروه سنی كودكان و بزرگسالان آغاز نموده اند در مورد آموزش هنر نقاشی معتقد است كه  « در كار هنریی علاوه بر تكنیك و فن ، خلاقیت اساس هنر است و تفاوت زیادی بین آموزش نقاشی و هنر نقاشی وجود دارد » .

آموزش نقاشی برابر است با فن و تكنیك ، نقاشی یعنی دغدغه ی نقاط طلایی ، شبیه سازی ، پرسپكتیو و...

هنر نقاشی فن و تكنیك به اضافه ی فلسفه ، علم ، فرهنگ ، تاریخ ، روانشناسی و از همه مهمتر و اساسی تر خلاقیت و در كل تمام چیزهایی كه در ارتباط با انسان و انسان بودن است و اما كار با كودكان از حساسیت زیادی برخوردار است می تواند دگرگونی اساسی در احساس و اندیشه ی آنان ایجاد و اعتماد به نفس ، خلاقیت و عشق به انسان و طبیعت را در دل و جان او بپروراند.  كودك را باید با عنایت به استعداد و شرایط سنی اش آموزش داد امر و نهی زیاد و در عین حال آزادی بسیار شیوه ی درست در آموزش نقاشی كودك نیست ، نقاشی برای كودكان باید راهی به سوی موفقیت و شادمانی و خلاق بودن باشد ، بدبختانه فضای فرهنگی ما بیمار است ، والدین كارهای هنری بچه ها را جدی نمی گیرند كار با بزرگترها شخصیت و پرستیژ به همراه می آورد و برعكس در كار با كودكان ، كودكانه قضاوت می شود آموزش كودكان اسم و رسمی نمی آورد در این فرهنگ عمومی و بیمار كه كار كردن برای اسم و رسم وپاداش گرفتن است آموزش كودكان نه نامی را به اوج می رساند و نه پاداشی در بردارد »  .
 
هنرمند فیض الله بیگی كه از اوضاع اجتماعی ، فرهنگی و هنری جامعه ی كنونی خود گله مند است و به هنر متعهد معتقد است می گوید « از انسان نخستین گرفته تا امروز هنرمند جزئی از مردم و برخاسته از میان مردم بوده ، حالا چه فرشته ، چه خوب ، چه بد . ما هم در جامعه ای پر از معضل و مشكلات زندگی می كنیم و نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود وقتی دردهایی مثل اعتیاد ، بیكاری و... در جامعه بیداد می كند مانند یك سرباز وظیفه ی ما خدمت كردن است. من هم دوست داشتم در اجتماعی آرام و بدون تعهد و دغدغه می نشستم و فقط كارهای زیبایی چون گل و بلبل می كشیدم » در مورد هنرمندان غیر متعهد هم گوید  » كسانی را هم كه بی خیال و یا در عالم رویایی خویش نشسته و بی هیچ تعهد و دغدغه ای كار می كنند به سه دسته تقسیم نموده ام : (  1 - به خاطر منافع شخصی خود را به كوری زده و كارهایی انجام می دهند كه هیچ میانه ای با رشد و تعالی فرهنگ و هنر ندارد.  2 - كسانی كه واقعاً می بیینند ولی توانایشان در همین حد است.  3 - كسانی كه به خیال خودشان برای آینده كار می كنند چرا كه معتقدند آیندگان كار آنها را فهمیده و ارزش و اهمیت آن را درك و پی به هنرمندی آنها خواهند برد ) . در هر سه مورد با شعار و مدرك و جایزه مردم را فریب داده و خودشان را به عنوان هنرمند به مردم قالب می كنند ، مرتب كارهای تكراری و ظاهرسازی كردن ، بیشتر به پاپیونشان اهمیت می دهند تا به كتابخانه و رشد فكری خود ، در حالی كه عملكرد ، اثر و تأثیر امروز هنرمند مهم است » .
 
ایشان هم اكنون در آموزشگاه نقاشی ناهید مشغول تدریس و فعالیت هنری در مقاطع سنی كودكان و نوجوانان و بزرگسالان می باشند .
 
سروه صائب  پاییز 1389




فـعـالـیـتـهـای نـمـایـشـگـاهـی نـاصـر فـیض الله بـیـگـی :


-  شهرستان سقز نمایشگاه گروهی 1360

-  شهرستان سقز نمایشگاه گروهی 1365

-  شهرستان سقز نمایشگاه گروهی 1367

-  شهرستان ارومیه نمایشگاه گروهی با فردین رجب پور، طه فرهاد ، رضا الله دادایان و..... 1367

-  سنندج نمایشگاه گروهی با مجید عقیلی ، ایرج دانشگری ، فردین رجب پور، مجید شریفیان ، طه فرهادو.... 1368

-  ارومیه نمایشگاه گروهی 1368

-  شهرستان مهاباد نمایشگاه گروهی با مجید عقیلی ، فردین رجب پور ، طه فرهاد ، ایرج دانشگری ، کامران سیدیان و.... 1369

-  سقز- چهارراه آزادگان ساختمان آقای نقشبندی نمایشگاه گروهی با سعید مولایی ، محمدصالح شمسی ، خلیل رحیم پور 1369

-  سقز - پارك شهر- غرفه های ادراه كار (بزرگداشت استادان ناهید ) نمایشگاه گروهی با مصطفی شیرزاد ، کمال طاطایی ، محمد رستم زاده ، مسعود رحیمی ، ماشاالله محمدی ، مهدی ضیاالدینی ، خلیل رحیم پور ، محمد ملکی ، شاهرخ خضری و..... 1370

-  سقز -  مجتمع فرهنگی – هنری ( كنگره ی بزرگداشت مولوی كرد ) نمایشگاه گروهی 1371

-  بانه – كانون پرورشی فكری كودكان و نوجوانان نمایشگاه گروهی با رحمان فتاحی ، ایوب برزنجی 1371

-  تهران نمایشگاه گروهی 1371

-  شهرستان سقز – بزرگداشت استادان ناهید نمایشگاه گروهی با مصطفی شیرزاد ، محمد رستم زاده ، رضا محمدی ، کمال طاطایی ، خلیل رحیم پور ، شاهرخ خضری و.... 1372

-  بانه –  باشگاه ورزشی تنیس روی میز ( ساختمان آقای عبدالله كوخی ) نمایشگاه گروهی با عبداباسط شافعی 1373/1

-  بانه - كانون پرورشی فكری كودكان و نوجوانان نمایشگاه انفرادی 1373/10

-  شهرستان بانه نمایشگاه گروهی 1374

-  شهرستان سنندج ( فرزانگان كرد )  نمایشگاه گروهی 1375

-  سقز- ساختمان آقای آدمی نمایشگاه انفرادی 1376

- بوكان – دفتر مهندسی آقای چاوباز نمایشگاه انفرادی 1377

-  سقز – مجتمع فرهنگی هنری ( یادواره ی حلبچه ) نمایشگاه گروهی خلیل رحیم پور ، صادق عرفانی 1377

-  سقز – پارك كودك نمایشگاه گروهی با محی الدین آیین ، هیوا ابراهیمی 1378

-  تهران ( یادواره ی حلبچه ) نمایشگاه گروهی 1379

-  سقز – پل هوایی – گلستان فرهنگ و هنر موكریان نمایشگاه گروهی با سیروس عیسی زهی ، هیوا ابراهیمی ، شاهرخ فیض نژاد ، محی الدین آیین ، طه شینه ای و..... 1380/3

-  سقز – مجتمع فرهنگی هنری ( كنگره ی نالی ) نمایشگاه گروهی 1380/4

-  سقز- مجتمع فرهنگی نمایشگاه انفرادی 1380/12

-  سقز – مجتمع فرهنگی هنری ( یادواره ی حلبچه)  نمایشگاه گروهی با حضور هنرمندان شهرستان سقز و با شركت هنرمندان

-  بوكانی : محمد رستم زاده ( نامو ) و شورش آهی و هیمن قهرمانی و اسماعیل جانبلاغی 1380/12

-  تهران – گالری شیث نمایشگاه انفرادی 1381/7

-  سقز – مركز شماره 2 موكریان ( به یاد حلبچه ) نمایشگاه انفرادی 1381/12

-  سقز – خیابان ساحلی ( نمایشگاه خیابانی ) نمایشگاه انفرادی 1382/8

-  سقز - موزه ی شهرستان سقز نمایشگاه انفرادی 1382/10

-  سقز - خیابان شهدا – روبروی كوچه مشهوری – منزل شخصی نمایشگاه انفرادی 1382/12

-  بوكان – روستای قلیچ نمایشگاه انفرادی 1383/1

-  سقز – خیابان معلم – كارگاه حجاری استاد طالب صالحی نمایشگاه انفرادی با عنوان پول كه تقدیم شده بود به هنرمندان رمزی
قطب الدین ، عثمان قادر ، ریبوار سعید و اردلان 1383/10

-  سقز – گورستان آیچی نمایشگاه انفرادی 1384/4

-  شهرستان سقز ویدئو آرت كه تقدیم شده بود به استاد محمد رستم زاده ( نامو ) 1384/5

-  شهرستان سقز ( كتاب فروشی محمدی ، نوشت افزار زرتشت ، كتابفروشی هه ‍‍ژار و....) _ نمایشگاه book art ( تقدیم به مادر بزرگترین معلم دنیا ) سال 1385

-  نمایشگاه گروهی با مصطفی شیرزاد ، مخمد رستم زاده ، ارسلان رستم زاده ، سروه صائب ، سعیده صائب ، آزاد شهبازی ، صبری شجاعی ، لیلا محمدپناه ، سرگل محمدپناه ، بهنام رضایی پور ، سعدیه عزیزپور به صورت آنلاین _ سایت artakurd.com _  سال 1386

-  شهرستان سقز (خدمات چاپ به نگار ) _ نمایشگاه بلوتوس آرت _ سال 1386

-  نمایشگاه ویدیو آرت _ فروشگاه لوازم صوتی و تصویری حسنی _ سال 1387

-  نمایشگاه رادیویی با سروه صائب و سعیده صائب _ سایت artakurdo.com_ سال 1387

-  نمایشگاه عكس - انفرادی با عنوان گلاله سوره - سال 1388

-  نمایشگاه عكس - انفرادی با عنوان مهره های شطرنج - پاییز 1388

-  نمایشگاه عكس - گروهی ( گروه وینار ) - فروردین 1389

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
9 + 2 =