گزارش اولین مهرواژه ی داستان کودکان ونوجوانان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تبریز

داستان آفرینش، مهر آفرین شد

شناسهٔ خبر: 5928C611 -
گزارش از هاجر صفابخش

به گزارش هاناخبر ، چتر سفید فعالیت های  کانون  باز است  وبچه ها زیر سایه ی این درخت  ریشه  دار هرروز مشق عشق می کنند  و هنرشان را با آواز مرغکش زمزمه  می کنند این تمرین ها  در همه ی زمینه ها   بر جوانه های  این درخت تنومند ریشه دوانیده درافکارشان بیشتر و بیشتر می شود اعضای جدید جوانه های  نورسته ای هستند که قدم بر جای پای  اعضا ی ارشد می گذارند آنها  که حالا خود شاخه های  رقصان  این درخت اند و هنر نمایی می کنند.
خبر مهرواره ی داستان هم می رسد  ،آثار تحویل   مرکز آفرینش های ابی در تهران .کزینش ها و انتخاب ها انجام  می شود خبر به استان ها می رسد ، خبر به ما که می رسد ، مردد آمدن  می شویم .تابستان است و سایه ی این چتر سفید اجازه ی آسودن  نمی دهد ، دلت نمی آید  از غوغای بچه ها  در مرکز و کارگاه ها دور شوید . اما قاصدک ها خبر آورده اند که عضوی پر قاصدکی چیده است  وباید به همراهش بروی تا نخ آرزویش  بیشتر به درخت ریشه دار کانون  گره بخورد .
آماده ی سفر می شویم  رنج سفر  را بر خود هموار می کنیم و آن رابه شوق دیدار همکاران و اعضا تبدیل می کنیم  تا فاصله ها پلی شود بین هر واژ ه ای که نوشته شد ودل جان گیرد از دیدار دوستان . می رسیم به تب ریز جائیکه تب می ریزد ودل از عشق  می‌لرزد تب عاشقانه ی نوشتن و هوای غزل های شاعرانه  می کنید.ابتدا به مرکز شماره 2  کانون می رسیم آنجا اسکان موقت می گیریم دیدارها را تازه می کنیم  و دوستان آشنا پیدا می کنیم تا ظهر که اسکان  می یابیم اندکی تاخیر از دلواپسی ها وسخت گیری ها به دلیل حضور این همه نوگل برگزیده ی قلم به دست کم نمی کند . پس از آن به  مجتمع فرهنگی هنری تبریز می رسیم همه اتفاقات خوب منتظر اند .از اتوبوس که پیاده می شویم و به داخل می رسیم تا چشم کار می کند هوا پر است از پر قاصدک هایی  که می توان برق آینده ی روشن را در چشمانشان ببینید.اینجا اندیشه و شعور و احساس سبز می شود  وداستان می آفریند .اینجا مهر واژ ه است و  مهرواره ای پر از واژ ه های زیبا که توسط اعضای کودک و نوجوان کنار هم به زیبای چینش شده اند ودر قالب یک داستان در قاب اندیشه ونگاهی دور حک شده است که این نگاه خود از درونمایه ی  نگاهی شگرف وعمیق پلک گرفته اند .
در این مهره واره شماری از چهره های فرهیخته ادبیات کودک و نوجوان کشور از جمله استاد حسین تولایی انیسه موسویان، فرهاد حسن زاده، فرزانه رحمانی وشراره دباغیان حضور داشتند که این مهره واره بهترین مکان برای دیالوگ و گفتمان آسیب شناسانه ادبیات کودک و نوجوان در کشور شد.
 تولایی : به فکر انجمن ادبی مربیان نیز هستیم
حسین تولائی اهل رشت است شاعر واژ ه های جدید و نگاه نو است او در آثارش به دنبال تازگی است و به شاعر کشف لحظه های شاعرانه معروف است و این را همه کسانی که قلم در دست می چرخاند این چهره شهیر را به خوبی می شناسند.
این استاد در خصوص  کلیت انجمن های ادبی از ابتدا تا امروز و مهرواره  می گوید:  این اتفاق خوب به بیست  سال پیش برمی گردد؛ زمانیکه خانم سودابه امینی کارشناس مسئول آفرینش های ادبی  استان تهران بودند این ایده  از طرف او  مطرح شد و توسط مدیر عامل وقت  آقای چینی فروشان  حمایت شدند  استان های دیگر هم صاحب انجمن شدند؛ ولی به شکل جسته گریخته.  در اداره کل آفرینش های ادبی  کشور به طور جدی از سال  95 این حرکت دوباره جان گرفت  و صاحب اساس نامه شد و به اتفاق کارشناس ها برایش شیوه نامه  نوشتیم  وبنده خودم به عنوان  کارشناس انجمن  های ادبی کشور حکم گرفتم  ، رفتم استان ها و پس از ارسال شیوه نامه استان هایی که مشتاق بودند و اعلام آمادگی کردند  مشاوره گرفتند  و انجمن ها پس از دیگری دایر شدند تا پایان شهریور 96 ما 39 تا انجمن داشتیم؛ ولی خدارا شکر امروز نزدیک به هشتاد انجمن ادبی در سراسر کشور داریم  از سی و یک استان کشور بیست و نه استان صاحب انجمن شعر و داستان هستند ودرسال 97 هم به ایده  برگزاری یک همایش یا  گرد همایی که بر گزیده های انجمن  های ادبی  کشور دعوت بشوند  و به این همایش  بیایند . این ایده هم در دی ماه 97 در دفتر مدیر عامل محترم جناب آقای فاضل نظری  ودر حضور آقای زمردیان معاون فرهنگی  مطرح شد  وبه شدت حمایت شد چه از نظر بودجه ،ازنظر  قوانین ، از نظر سازو کار وساختار اداری،  ما هم با   پشتیبانی مدیر عامل و همکاری  اعضای ستاد در آفرینش های ادبی کل کشور  به دل ماجرا رفتیم  فراخوان هارا به استان ها فرستادیم اما باپیشنهاد مدیر عامل هم انجمن ها و هم گردهمایی ها و مهرواره های شعر و داستان را جداگانه بر گزار کردیم تا هم به شکل غیر رقابتی برگزار بشوند هم تشویق خوبی برای اعضا باشد وتفاوت کانون با سایر ارگان هایی که با بچه ها کار می کنند آشکار شود  در سال 97 مهر واره ی شعر  را بر گزار کردیم و در مرداد 98 هم مهرواره ی داستان.
استاد تولایی در پاسخ به شمار زیاد انجمن ها را و آیا این تعداد و حجم زیاد از انجمن ها موجب لطمه به کار گاه های ادبی شعر و داستان می زند چنین گفت: چه کسی می گوید این اعضا بر خاسته از کارگاه ها هستند به لحاظ بینش و سواد در همانجا تربیت یافته اند و با بالا رفتن سن بیم جدای از کانون و این فضای خوب آموزشی می رفت ، لذا انجمن ها امکان حضور اعضا ی ارشد را از 18 سالگی تا 21 سالگی فراهم می کند و این اتفاق  نه تنها کارگاههارا خالی نمی کند؛ بلکه به آن قدرت و پرو بال ببشتری هم می دهد و در واقع اصل کار ما در ستاد هم سخت تر شده است؛ چون باید این انجمن ها را حمایت کنیم  برایشان استاد بفرستیم ودر حالیکه خودمان تأکید کرده ایم که هر انجمن یک کتابخانه ی تخصصی داشته‌باشد که مختص اعضای انجمن باشد باید آنهارا به لحاظ منابع کافی و لازم و پایه تقویت کنیم و برایشان کتابهای خوبی بفرستیم همین الان که در این مکان هستیم و مشغول بر گزاری مهر واره هستیم  محموله ی دوم کتابها باید به دست استان ها رسیده باشدو این یعنی تامین و اختصاص بودجه برای طول سال.
 او از تبریز  شهر استاد شهریار قلب برگزاری این جشنواره در کشور شد را رخدادی شیرین توصیف کرد وافزود: البته ما به هشت تا نه استان پیشنهاد دادیم  ودرواقع خیلی برای ما مهم نبود  چه استانی است هر استانی که آستین همتش را بالا می زد   ودست دوستیش را به ما می داد والبته به لحاظ پذیرایی و میزبانی امکاناتش راداشت ما می پذیرفتیم  خوب توجه کنید الان در یک هتل  پنج ستاره ایم در حالی که ما با تلاش ها ی استان وزحمات آقای بینش و مجموعه ی  همکارانشان  هم حمایت های مالی شده اند و جذب بودجه داشته اند از استانداری از حوزه ی هنر ی و همکاری سازمان میراث فرهنگی و صدا و سیما را هم داشته اند و با صر فه جویی و رایزنی های زیادی تا آخرین نقطه ی توان برای پرداخت ها انجام شده است  ودر عین حال دلمان می خواست تکریم نوجوانمان راهم حفظ کنیم
استاد تولایی با اعتقادبر اینکه برگزاری چنین مهره واره های نشان از پویایی و خردمندی مربیان کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور است خاطر نشان کرد: حمایت از مربیان  همیشه برای ما از الویت ویژه ای برخور دا. بوده است تا جا ئیکه  انجمن نقد را برای اعضای ارشدی که دوست دارند نقد کتاب داشته باشند بر گزار کردیم و این اتفاق تنها در دو استان کشور یعنی استان تهران و خراسان رضوی افتاده است و به شکل منسجم تر می توانیم به صورت منطقه ای انجمن های ادبی شعر و داستان راهم برای مربیان  ادبی داشته باشیم . روز اول را با کارگاه ها ی اعضا و مربیان شروع می کنیم اما اتفاق جالب و غیر قابل باور در روز دوم می افتد اعضایی خستگی ناپذیر  هم صبح و هم بعد از ظهر با حوصله وداوطلبانه خوانش آثار را می پذیرند وتا آخرین ثانیه های چرخش عقربه های ساعت روی صندلی هایشان می نشینند طوری که از خودت می پرسی خدایا چه شد وجوابت را می گیرید این معجزه ی کتاب و قلم و نوشتن است  با اعضای علاقه مند به حوزه ی داستان والبته شعر.

 فرزانه رحمانی :  برای کتاب  مهرواره  فیپا گرفتیم

این استاد ادبیات داستانی حوزه کودک و نوجوان در خصوص معیار انتخاب آثار با مهربانی و لبخند رضایتی بر لبانش با آرامش که در لحن و گفتارش دارد جواب می دهد  ، اینکه بچه ها  داستان را بشناسند و در اثرشان انسجام داستانی شکل گرفته باشد  یک عالمه اثر از استان ها فرستاده شده بود که در حد خاطره بود و داستان و شخصیتی که  در موقعیت ماجرای را خلق کند که  زمان هم  داشته  باشد و تعریفی هم از مکان به ما بدهد نبود  این انسجام اولیه برا ی ما مهم بود که تعداد زیادی از آثار در این مرحله ریزش داشتند یعنی از 580 اثری که مطالعه کردیم و به قلم 440 نوجوان نگارش شده بود یک ریزش اثار اولیه داشتیم که صد و پنجاه اثر در دستان ما باقی ماند یک نگاه ذر بینانه ای هم به این آثار داشتیم  تا به خود صد نفر رسیدیم در این صد اثر باقی مانده  مهم ترین اتفاق پس از انتخاب اثر خوب داستانی  این بود که از هر استان یک نماینده داشته باشیم چون این عضو به مهر واره می آید در کنار دوستان و همسن و سالانش  قرار می گیرد در کارگاهها شرکت می کند و از هر  استادی یک خط هم یادبگیرد یک اندوخته ای را با خود به انجمنش می برد که برای دوستانش هم در انجمن مفید خواهد بود ضمن اینکه در تعامل با هم بهم کتاب معرفی می کنند  واز لذت خواندن صحبت می کنند و از همه مهمتر مادر کانون کار می کنیم که رقابت سالم را معنی می کند و تمام اثار به دور از اول و دوم و چندم نگاه می شوند از نظر ما همه بر گزیده‌اند  و قبل از به وجودن امدن فضای سخت رقابت  ساختن آدمها و خوب ماندنشان برایمان  مهم است .
خوب مهرواره و انتخاب اثار و اهمیت دادن به نوجوان مهم است و اولین پله ی ان هم افتتاح انجمن ها بوده است که انجام شده است اما این اعضا نگاه مهمتری به آینده دارند و همراهی اشان به آینده واجب است نگاه کانون به اینده این اعضا چیست ؟
در واقع همانگونه که قدم اول برایمان مهم بود صعود به پله های بعدی هم برایمان مهم است  آقای تولایی که انجمن ها را تحویل گرفتند  اتفاق خوب آفرینش های ادبی جدی گرفتن همین انجمن ها بود که براشون کتاب بفرستیم ، استاد بفرستیم   و اعضا در کارگاه ها سر کلاس مجرب ترین مدرس های حوزه ی داستان نویسی حضور داشته باشند خود من هفته ی گذشته در قم بودم  ما هر بار یک مدرس براشون می فرستیم خیلی از استانها پتانسیل بالایی به لحاظ چهره های شاخص ادبی در هردو زمینه ی شعر و داستان  دارند مثلا استان همدان خودشون خانم ضرابی زاده را دارند و استان کرمانشاه هم خانم فتاحی و بسیاری از نویسندگان دیگر را دارند می توانند ازاین اتفاقات خوب استفاده کنند ممکن استانی هم از ما در خواست مدرس بکنند  تا اعضا در معرض تجربه های جدید تری قرار بگرند الان  درهمین
گر دهمائی  چند روزه  کلی اتفاقات مثبت می افتد  حتی ممکن است اعضا متوجه این اتفاق خوب نشوند اما نا خواسته تاثیرش در سالهای بعد نمود پید خواهد کرد ودر ضمن این اعضا اعضای کتاب خوانی هم هستند که در تعامل با دیگر ها به این نگاه می رسیم که کانون  چه جای شگفت انگیزی برای بچه هاست و چقدر انها را در معرض کتاب قرار می دهد.   
اتفاق جالب امروز علاقه و حوصله ی  بچه ها را برای مطالعه و داستان  نوشتن به اثبات رساند و نشان داد که برای این اعضا باید کارهای مهمتری انجام داد هرچند مقدمات مهم و اصولی چون مربی ، کتاب و انجمن فراهم شده است اما اقدامات مهم بعدی از نگاه شما چه می تواند باشد ؟
خوب  در همین مهرواره اتفاق شگفت انگیزی که افتاد  چاپ آثار داستانی اعضا بود  وما این داستانها را چاپ کردیم و برایش فیپا گرفتیم واثار اعضا بعنوان جمعی از نویسندگان  وارد  کتابخانه ی ملی می شود  واین چقدر ارزشمند است  و ارزش معنوی دارد  عضو داریم که یازده ساله است و اثرش در این کتاب چاپ شد ه است  بسیاری از اثار مهیب بود از فرط کامل بودن  مهیب  بود  وما هر سه نفر به اتفاق امتیاز صد به این اثر دادیم  با اقای شهسواری  هم که یکی از استادان مهمان  این مهرواره  است و مدرس کارگاه ها است  زبان داستانها شگفت انگیز بود چقدر سلیس چقد ر به زبان معیار نزدیک بود و این نشان می دهد که کتابخوانی بچه ها چقدر خوب جواب می دهد چقدر زبان انها را پالایش نی کند و چقدر در اندیشه اشان تاثیر دارد و من این اتفاق خوب را حتی در دختر خودم می بینم وقتی اورا با  هم سن و سالانش مقایسه می کنم  می بینم چه اتفاق خوبی افتاده است.
خوب ما مهرواره ی داستان برگزار کردیم و چشم اندازمان آینده ست ولی بیرون از اینجا تمام اتفاقات نمایشی اعم از فیلم و اجرا در سینما و تاتر از یک مهم رنج می برند که پایه ی داستانی اثار ضعیف است در حالیکه ما در کانون انجمن های فیلم و تاتر و انیمیشن هم داریم از کجا شروع کنیم و آیا می شود برسیم به روزیکه کانون این ضعف را تبدیل به قوت کند ؟
خوب این کار مهم بر عهده ی مربی هاست  مربی که می بیند این عضو به لحاظ داستان نویسی قوی است و داستانهایش قابلیت   فیلمنامه نوشتن دارد اورا به اعضای کارگاه انیمشن و فیلم سازی معرفی کند تا در کنار هم بتوانند فیلم و انیمشن بسازند و شاید هم از همین دوستی ها و تعاملات  یک اتفاق خوب افتاد و سر نوشت عضوی عوض شد و فیلمنامه نویس یا نمایشنامه نویس شد چیزی که ما کم داریم
برای اینکه به بعد جدی تری از این اتفاق برسیم و یک اثر خوب سینمایی از آثار بچه ها یا تولید ات کانون برسیم و بازخود خوب ان را بر پرده ی سینما ودر سالن های اجرای تاتر ببینم  چه اتفاق مهم  دیگری باید رخ دهد  و آیا این انجمن ها کافی است ؟
ما تازه با انجمن شعر و داستان شروع کردیم و در این مسیر  فقط آفرینش های ادبی نیست؛  بلکه بر نامه ریزی  افرینش های هنری هم مهم است البته درست است که در یک بخش اداری کار می کنیم اما آفرینش های  هنری  سالها بدون متولی  بوده است گاها با ما یکی شده است و گاهی با بخش فرهنگی  بوده است  خوب انجمن های فیلم سازی  ،انجمن نمایش   هم تازه راه افتاده است  و این یواش یواش اتفاق می افتد در حالیکه تعامل مربی های ادبی و هنری هم در استانها مهم است و بر نامه ریزی استانها هم در این امر دخیل است
 اصلی ترین سوال این مهرواره را می پرسم  از نقاط ضعف  و قوت آثار اعضا برایمان بگوئید؟
خوب همانطور که دیدیم و شنیدیم   آثار اعضا در بخش زبانی  عالی و درخشان بود تو صیف های خوب  وبه جا اما عمده ترین ضعف اثار واتفاقی که باعث شد اعضا اثارشان بالا نیاید  صحنه نوشتن بود و تفاوت خاطره با داستان را بلد نبودند
از او  می خواهم حرف آخر  و یا چیزی که من از قلم انداخته ام برایم  بگوید؟
 و با حوصله ادامه می دهد  که به غیر از اینکه  بچه ها  خودشان باید کتاب بخوانند  مربیها هم  باید کتاب بخوانند خودشان را به روز کنند صرف اینکه من این دانش رادارم و بلدم کافی نیست  همه چیز هروز در حال تغییر است  و انقدر همه چیز نو به نو  و به روز است که مربی هم پابه پای عضو در جریان مطالعه قرار بگیرد و اثاری که  اعضا دوست دارند را بخواند و با انها  ارتباط خوبی داشته باشد .

 انیسه موسویان : علت اصلی ایجاد  انجمن های ادبی  جذب عضو نوجوان است

استاد موسویان  فکر اولیه ی انجمن ها  از کجا بود و اهمیتش تا چه حد است ؟
البته که انجمن های ادبی شعر و داستان  قدمتی بیست ساله  در کانون دارند   ولی خیلی جدی گرفته نمی شدند خوب تعداد نو جوانها هم کم شده بود  و مثل سابق به کانون نمی آمدند  و بیشتر اعضای کانون کودکان بودند از سال گذشته که اقای زمردیان  معاون فرهنگی شدند  دیدگاهشون این بود که کانون هم مال کودکان است هم مال نو جوانان پس چرا نوجوانان تعدادشان کمتر شده نسبت به سابق ماکه انجمن ادبی  داریم  واین تصمیم از اینجا گرفته شد که انجمن ها را تقویت کنیم جائیکه انجمن هست بها داده بشود و بیشتر از گذشته جدی گرفته بشود واستانهائی که نداریم و.می توانند داشته باشند ایجاد بشوند البته انجمن ها فقط مخصوص بخش ادبی نیستند؛ بلکه در بخش های فرهنگی و هنری هم انجمن داریم مثل انجما قصه گوئی انجمن سرود انجمن انجمن عکاسی ....

آیا واقعا هر فعالیتی انجمن لازم دارد و این همه انجمن آسیب زا نیست ؟
در نگاه اول وکلی انجمن ها باعث جذب نوجوان ها به کانون می شود چون اعضا قبلا که به کانون می آمدند می گفتند که  به ما مثل بچه ها نگاه می شود و ما این فعالیت ها را بلدیم و برای ما تکرا ی است اما انجمن  فضای متفاوتی دارد افراد متخصصی از بیرون بدنه کانون به جمع نوجوانان دعوت می شوند آنها دوست دارند دست بالا گرفته شوند  در معرض فعالیت  های  سطح بالاتری قرار بگیرند  آنها کتابهای کانون را خوانده پس باید با دید بزرگسالان و کتاب های نویسندگان بزرگسال کانون را نقد کنند خودشان آثار جدی تری  تولید کنند  و از همین رو به انجمن ها بها داده شد انجمن ها جدی  گرفته شد و بودجه ی اختصاصی گرفت و از طرفی هم نگاه بالاتری که به انجمن ها شد مهرواره بود نه جشنواره ایجاد رقابت سالم و گزینش آثار بدون رتبه بندی  اول تا سوم البته آثار انتخاب می شوند اما تمام آثاری که به مرحله ی بالا و امتیاز بالا دریافت کرده اند  منتخب ما هستند و از نظر ما  همه بر گزیده و برنده اند و از طرفی هم مهر واره خروجی انجمن های ادبی ماهست هر استانی  انجمن های خودش را دارد و فعالانه کار می کنند و انصافا هم خوب با بچه ها کار می شود نمونه اش یکی از استان های ما  به تازگی انجمن ادبی اشان افتتاح شده است و چهار عضو بر گزیده داشتند  و این افراد پر تلاش وقتی می ایند  به مهرواره خلاقیتهایشان بیشتر بروز می کند  دیده می شوند  فضای بزرگتری را تجربه می کنند  ومجموعه ی این عوامل باعث شده تا از زمانیکه آقای تولایی انجمن هارا تحویل گرفتند 13 تا بودند و الان تا به امروز چیزی حدود 80  انجمن ادبی داریم .

با اقای تولایی که گفتگو می کردم قول انجمن ادبی مربیان را هم دادند آیا به این امر امید وار باشیم   با توجه به اینکه تعداد زیادی از مربیان ادبی سراسر کشور دست به قلم هستند و هزینه چاپ کتاب در بیرون از کانون  راه انتشار کتابهایشان را سد کرده است و انتشارات کانون هم خط قرمزها و قوانین سخت گیرانه ای دارد ؟
البته که انتشارات خط قرمز هایش را بر داشته و نگاهش به آثار مربیان تلطیف شده است اما دست آخر کیفیت همه جانبه  برایش مهم است چون  به اسم کانون و آرم کانون چاپ می شود . ایده ی انجمن  ادبی مربیان هم چند سال پیش  توسط یکی از استانها مطرح شد  چون تعداد مربیان شاعر و نویسنده اشان زیاد بود  اما چون طرح در ستاد تصویب نشد  انجمن آنها هم  افتتاح نشد اما حالا که شما هم یاد آوری کردید حتما پیگیری خواهیم کرد
خوب امروز در مهرواره ما شاهد درخشش اعضایی بودم که مربیان خوب ما  تربیت کردند و خوشبختانه با این پتانسیل و نیرو بیماین می رود که مربیان از اعضا جا بمانند .نگران نباشید البته و صد البته یکی از دلایلی که  اقای زمردیان هم تاکید داشتند در کنار  کارگاههای اعضای ارشد برای مربیان هم کارگاه داشته باشیم همین امر بود  اما اگر خودشان هم برای خودشان کارگاه داشته  باشند می شود خیلی کار کرد  میشود بودجه گرفت می شود مهر واره ی جدا برای آنها گذاشت می شود کتاب چاپ کرد و امیدواریم .....
خانم موسوی عجله دارند با اوکار دارند ومی روند نزدیکتر که می شوم درست صندلی روبرویم با آقای محمد جواد جزینی روبرو می شوم  مرد چهل پنج ساله  ی پر انرژی و  بانشاط کارگاه های داستان نویسی سراسر کشور لابه لای  سر شلوغیها و اداره ی مدرسه داستان نویسی هم به صورت حضوری و هم به صورت مجازی  به کانون پرورشی هم سری می زند ذوقش را با اعضا در میان می گذارد و تو دوباره به این نتیجه می رسی که داستان چقدر تمام زندگی است  باذوق به تنها صندلی خالی می رسم زود می نشینم و با او سر صحبت را باز می کنم با اینکه بعد از شام پانل نقد داستان جلال آل احمد با اوست و به تازگی هم رسیده است اما مثل همیشه حیف است گفتگورا به وقت دیگری موکول کنم.
 
 جزینی : مربی سرباز خط مقدم آموزش  است

اقای جزینی چقدر این مهر واره ها  مهم اند و چه تاثیری  بر رشد کیفی اثار اعضا دارند ؟
او چون از کودکی با کانون آشناست و هنوز خاطره ی مربیهای دوران کودکی اش را فراموش نکرده است این گونه  به سوالم پاسخ می گوید
جشنواره های این چنینی و مهرواره ها ویترین  یک اداره و سازمان هستند  بخش مهمی که اهمیت بیشتری دارد  و فعالیت مستمر آموزشی در آن بخش اتفاق می افتد نقطه صفر فعالیتهای کانون و سربازان خط مقدم این جبهه  مربیان سراسر کشور هستند مربیانی که به عقیده ی من در این برهه از زمان تبدیل به یک ابزار اجرایی  ویک ماشین گزارش نویسی فعالیت ها شده اند باید به مربیان بهای بیشتری داد وقت بیشتر و بودجه ی بیشتری را برای آنها صرف کرد باید بی انگیزگی را از آنها گرفت چون  تمام این اتفاقات در لایه های ثانویه ی مار فعالیت هستند در حالیکه  یکی از وطایف مهم کانون کشف استعدادهای کودکان و نوجوانان  وایجاد محیطی امن  فضای جذاب آموزشی است کسب تجربه‌های خوب است که البته بعد از اهمیت دادن به سر بازها و تقویت انها خوب است  ودر این صورت است که مهر واره ها هم نتیجه ی مطلوبتری خواهند داشت
آیا فکر می کنید این کارگاهها و کلاس ها کمکی به اینده ی روشن ادبیات داستانی کشور بکند ؟
ببینید سر کار خانم این فعالیت امروز کانون یک فعالیت آرام و بی سرو صداست  هرچند برای اعضا جذاب است و برای بر گزار کنندگان پر هزینه اما امروز ما نباید منتظر  نتیجه باشیم این کار یک کار خطیر طولانی مدت ده  پانزده ساله است  زحمت اصلی  را همان مربیان دلسوز کشیده اند  پس ماباید پس از جشنواره  نگاه عمیق تری به مراکز و مربیان داشته باشیم  چون اتفاق اصلی آنجا می افتد و این داستانها در ارتباط عمیق عضو و مربی شکل می گیرد  پس برای داشتن نویسندگان خوب و با دانش روز باید  به مربی ها از لحاظ  مالی، آموزشی ، رفتار  اداری  ودرون سازمانی بها داد من خودم مدرس هستم ومی دانم و کارگاه های زیادی هم با مربی های استانهای کشور داشته ام  نباید کاری کرد خلاقیت مربی لطمه ببینند  ماباید واقعا موظب مربی ها باشیم  وباور کنیم مهرواره ها و جشنواره ها خط آخر  ویترین هستند  اصل کار مربی های کانون هستند.
اقای جزینی شما همیشه پر قدرت و پر انرژی به امر آموزش بها می دهد و متولیان آموزشی را تکریم می کنید وما انرژی دوچندان دریافت می کنیم  حالا این مربیها ناخدای انجمن های ادبی استان های خویش اند با انجمن ها موافقید  ونگاهتان به این امر چیست ؟
من همچنان تکرار می کنم مربی ، انجمن  ، مهرواره  و به احترام تکریم و اموزش بخش اول  معتقدم چون مربی خلاق  و با انگیزه عضو خلاق وبا استعداد  به جامعه معرفی می کند و اورا درست پرورش می دهد پس اتفاقات اصلی در خط اول می افتد با اینکه این جریانات چند روز هم خالی از لطف نیستند .
دربین مربی ها  بتول پور شیخ از قزوین را همه به اسم می شناسند شوخ به نظر می آید اما با طمانینه است پس از دوازه سال مربیگری همچنان  پاره وقت است  با اینکه قوانین دست و پا بسته ی اداری و نبود مجوز استخدام اورا پاره وقت نگه داشته است اما چون دیگر مربیان  رئوف و دلسوز کانون همچنان  پر انرژی است و ذره ای از فعالیت هایش کم نکرده است او همراه با چهار عضو ارشد از نسل  سوم  اعضایش  به  مهرواره  آمده است

پور شیخ: با عضو پسر  باید  جلال و جبروت   رفتاری داشته باشی  

 خانم پور شیخ چکار کرده اید  که  اعضایش دوستش دارند و این دوست داشتن را در فضای کانون هم  عطر افشانی  کرده اند ؟
در جواب سوالم لبخند می زند و می گوید انصافا از همان سال های اولیه ی کار در کانون بعنوان یک مربی ادبی  آنهارا شاگرد ندیدم  واز همان روز ها هم این  انتقاد به من وارد است که  خودت را در گیر اعضا می کنی  ولی تا جائیکه حوزه ی قانونی و اداری کار است وارد خط قرمزها ی مسائل خانوادگی  و خصوصی اشان نشوم  وخط قرمز ها و حریم هارا نگه می دارم اما بخشی که  به مسائل انسانی اخلاقی و عاطفی  مربوط است اجازه ی دخالت به هیچ کس را نداده ام  و واقعا جانا  و دلا  وقت گذاشته  و می گذارم  صبوری می کنم  حوصله میکنم  و اعضا هم می دانند که پور شیخ مهربان به وقتش جبروتش را هم  دارد  مخصوصا در ارتباط  با پسرها  باید جبروت داشته باشی خوشبختا نه از داشتن دانش به روز هم غافل نبوده ام   در عین حال که  می دانند این مربی امین است  راز هایشان را بر ملا نمی کند بارها پیش آمده خانواد ه ها وقتی با عضو نوجوانشان به چالش بر خوردند  بامن تماس گرفتند  و از من کمک خواستند  ومن بدون اینکه راز نوجوانشان را فاش کنم به خانواده اطمینان دادم و گفتم یک بحران روحی بوده یامشکل چندان جدی نیست  البته که اگر لازم بوده  از آنها کمک  هم گرفتم در رابطه با کار ادبی هم واقعا تربیتشان کردم  دوازده ساله در کانون هستم هیچ بچه ای از پیشم نرفته و همه اشون پیشم برگشتن من در بین اعضام  وکیل دارم ،دندان پزشک دارم ولی خوشبختانه بازهم میان پیشم  دربین این بچه ها هم که بر گزیده مهر واره  هستند چند تائی از هفت هشت سالگی بامن بوده اند و لی الان بیست و دوسه ساله اند  .

از او می خواهم از الفبای انجمن تا امروز که مهرواره  است ثاثیرش را بر اعضا  بگوید ؟آیا انجمن ها باشند یا نباشند ؟
او می گوید هر کاری باید خروجی داشته باشد چه در استان چه در مهرواره ها اما اینکه در اصل انجمن نظر بدهم من ورود پیدا نمی کنم چون اساس کار انجمن با کارشناس  هاست اما این من مربی هستم که با بچه ها کار می کنم  تا تولید اثرکنند و ای کاش دست مربی را در رابطه  با انجمن ها آزاد تر می گذاشتند.ما انجمن ادبی شعر نو غزل را داریم و انجمن  غیر رسمی داستان ومن با هردوگروه از اعضا کار می کنیم تولید می کنیم  نقد می کنیم و ماهی یه بارکارشناس را به  انجمن دعوت  می کنیم ودر رابطه با مهر واره هم برای اعضا خوب است چون دوستانشان را در استانهای دیگر می بینند و با استادان موفق عرصه ی شعر وداستان ملاقات می کنندبرگزاری هر بر نامه نقد پذیر است  دست عوامل اجرایی درد نکند.
 از او می پرسم پاسخ او به این سوال تکراری  آیا می شود با این اعضای داستان نویس ضعف نوشتاری رادر  آثار چاپ شده ی آینده بر طرف کرد ؟
با اطمینان به سوالم پاسخ می دهد و می گوید قطعا چنین می شود چون من یکی از عضوهایم که الان دانشگاه شهید بهشتی تحصیل می کند سردبیر سه  نشریه ی تخصصی است ««حقوق روانشناسی وادبیات »»شده بارها به این پسر مطلب نرسیده وخودش قلم زده واز همین نشریه عضو شورای مرکز مجمع دانشجویی شد و حالا عضو شورای مرکز مجمع دانشجویان کشور واین عضو فن بیان دارد منطق دارد در عین حال شاعر خوبی است و شخصیت اجتماعی سرمایه ی انسانی فوق العاده ای است من همیشه به  اعضایم می گویم پزشک خوب ،مهندس خوب  ،فضا نورد خوب ،معلم پر انرژی وحتی خدمات خوب باشید اما دستی هم به قلم داشته باشید وقلم پر توانی داشته باشید زمان تک بعدی بودن تمام شد  اگر ما به لحاظ نسلی نسل سوخته نام گرفتیم و شرایط جنگ وانقلاب و تحریم ها از ما نسلی بله قربان وچشم قربان ساخت نسل اینده نسلی اگاه باسواد و با منطق است هم توان نوشتاری دارد وهم قلم دارند وباید با زبان منطق با آنها  روبروشد چون  این نسل اهل منطق است در غیر اینصورت  باتو به زبان منطق صحبت خواهند کرد
روی چمن های حیاط مرکز عده‌ای مربی و عضو نشسته اند چه حلقه ی پر محبت و جذابی است زمان استراحت کارگا ه تا بر گزاری پانل ژانر وحشت است  سمیه قبادی مربی با سابقه استان کرمانشاه است او با اشعار ش آتیه ی درخشانی دارد ودر رابطه باتاثیر مهرواره برروی اعضا از دیدار نویسندگانی و هیجان دیدار با انها و گرفتن عکس و فیلم و امضا تا حضور در کارگاهها وخرید کتاب با امضای نویسنده را عالی می داند اما دوست داشت سطح کیفی کارگاه مربیان بالاتر از این بود
فاطمه قانعی مربی ادبی یزد دارای مدرک  دکتری ادبیات فارسی نیز معتقد است همین خوانش اثار  در حد نیم صفحه هم در جمع این چنینی به اعضا اعتماد به  نفس می دهد  چون آنها دیده شده اند به آنها بهاداده شده است آنهارا در کنار نویسندگان مطرح کشوری دریک جلسه وبرروی یک صندلی  نشانده است پانل های تخصصی بر اساس علایق آنها تنظیم شده است و به وسیله ی مطالب مطرح شده یک قدم در مسیر تئوری پیش رفته اند ومی توانندکتابهای مور د مطالعه اشان را خودشان نقدکنند واین مهم ممکن است  وقتی بر می گردند به یک جرقه در جهان  رشد و پویایی ادبی انها باشد  او هم مثل دیگر مربی های حاضر در مهر واره  فشردگی برنامه هارا نقد پذیر می داند

درجمع اعضای ارشد حاضر در مهرواره محمد یاسین نجفی  18 ساله  از کرمان  چند سالی است که عضو کانون است  او با یک اثر طنز  لبخندی برلبان حضارنشاند می گوید ایکاش فرصت بیشتری  می دادند تا مثل انجمن های  ادبی اثار همدیگر را نقد می کردیم و این نقدهارا در داستانهای بعدی بکار می بردیم  

سید محمود فدوی را اتفاقی  می بینم من را ودیگر مربیان  استان کردستان رابه یاد دارد اردوی چند سال پیش اعضای پسر منطقه  غرب کشور را به یاد می اورد و می گوید این گونه گرد همایی  هارا دوست دارد و به تجربه اش برای آینده  می افزایند
 عاطفه علی اصغر زاده  18 ساله از آذر بایجان غربی  تب و استرس جواب  کنکور وجود ش را گرفته است   منتظر  جواب کنکوراست  انجمن  ادبی شهر خودشان و اتفاقات  ادبی مهرواره برایش خوشایند است و با افق های روشن هنری  آینده ی خویش می نگرد او هم اذعان  می دارد ایکاش برنامه ها آنقدرفشرده  نبودند وبه جای خوانش اثار زمان کارگاهها بیشتر  بود
پارسا کاظمی 18 ساله  از قزوین  از اول  دبیرستان  یعنی  از شش سال پیش عضو  کانون قزوین شده  و حالا سه سال هم  در انجمن  ادبی شعر و داستان نو غزل عضو است  هرگز فکر نمی  کرد با جمعی از این نویسنده  ها هم سفره باشد  چه برسد به  اینکه با آنها سر یک کلاس هم باشد وپای درسشان بنشیند  اوهم دوست داشت  همه چیز آنقدر  سریع  اتفاق نمی افتاد  تا فرصت مطالعه   داستان جلال ال  احمد را  که قرار است  با حضور اساتید نقد شود داشت.

 

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
3 + 2 =