شرحِ داغ شهر شرحه! / محمدحامد پورجعفری

شناسهٔ خبر: 59E27B31 -
محمدحامد پورجعفری از چهره های صاحب نظر حوزه فرهنگ و جامعه کرمانشاه در قالب یادداشتی به آسیب های تاریخی، فرهنگی و هویتی در کهن شهر کرمانشاه پرداخته است.

به گزارش هاناخبر ،

کرمانشاه پس از حضور دولتشاه، فرزند ارشد فتعلیشاه‌‌، به لطف مدیریت و نگاه کلان او، به عنوان قطب مدنی و اقتصادی و سیاسی غرب کشور با هژمونی فرهنگی فرامرزی تا بغداد و نجف، توسعه و گسترش یافت. گسترش بازار و کاروانسرا ها، ساخت ارگ های حکومتی و لشگرگاه ها و مساجد، همه و همه در کنار هم موجباتی را فراهم آورد تا هویت شهری کرمانشاه با فرهنگی علوی و شیعی در سایه تکایای عاشورایی شهر، در نسل های بعد چنان فربه شود که افرادی چون حسین گلزار، الهامی، سردار کابلی، آقا علی علما و محمد کرمانشاهی در پی آنها نیز رشیدیاسمی، ابوالقاسم لاهوتی، دکترسنجابی، علی محمد افغانی، درویشیان و در دهه ی بعد نیز هم، معینی کرمانشاهی؛ شهرامناظری، میرجلالالدین کزازی، نواب صفا، مرتضی نجومی  و... در این گهواره ی فرهنگی رشد و نمو یابند.

هویتی که از بافت آجری خانه های آن آغاز می شد و تا نوازش موسیقی کرمانشاهی و آواهای کردی و فارسی کرمانشاهی امتداد می یافت. اما متاسفانه این گهواره ی آرام، با کینه ی ضد قاجاری پهلوی اول و رویکرد سخت افزاری مدرنیزگی آن  دچار تشویش شد.

تخریب بناهایی چون عمادیه، ارگ حکومتی کرمانشاه که شاید در تمام ایران کم نظیر بود، و گذر خیابان از میان تکیه بیگلربیگی و مسجدجامع آغاز راهی بود که کرمانشاه را به اینجا رساند❗

بعد از دهه ی پنجاه هم روحانیون اصیل کرمانشاهی در حاشیه قرار گرفته و حتی تبعید شدند و زعامت شهر در دست افرادی قرار گرفت که هیچ خاطره ای از خشت و گل شهر نداشتند که کلنگ تخریب بر تاق های مسجد کهن جامع کرمانشاه به بهانه بازسازی و تخریب شکارگاهها هزار و پانصد ساله ی ساسانی از جمله ی یادگارهای این افراد بر تن رنجور شهر شد.

اکنون نیز به لطف زعامت چند دهگی مهاجرین استان های اطراف و جولان حوزه های فرهنگی نامتناجس، بر رده های مسئولیتی استان، بافت هویت ساز کرمانشاه با برچسب فرسوده، زیر چرخ های لودر له شد و بناهایی چون تکیه اخوت و دبستان سعدی و مدرسه اتحاد هم با خاک یکسان شدند و البته بودند مکان هایی چون مدرسه شهید کزازی بزرگ، که  به لطف برخی دردمندان شهر چون زنده یاد داریوش پورجعفری (که دریغ است به بهانه نسبت با وی رنج هایش را برای حفظ شهر نادیده گرفته و خود را سانسور کنم ) حفظ و به موزه بدل شدند. (البته گویا اکنون به دلیل سو مدیریت های حاکم بازهم روبه تخریب است)

هرچند در همین چند روز پیش تیغ تیشه بر پیکر اولین پستخانه منطقه (در ضلع غربی)، نشست و ویران شد و کسی دم بر نیاورد، اما  هنوز هم می توان بیمارستان مسیح، خانه های نجومی، اکبری و بافت کهن بجای مانده در خرابه های فیض آباد، کل هواس، برزه دماغ و دالان پیری و ... را از تارج تبانی در استانی که اکنون به اذعان آمار رسمی یکه تاز ساخت و پاخت اداری در کشور است، محفوظ داشت تا در سایه ساخت و پاخت های نو رسیده ها به شهر، ویران تر و بی هویت تر نشود⁉ که بی هیچ تعارفی بی هویت شدن شهر کرمانشاه و خالی شدنش از موسیقی کهن، لهجه ی خاص خودش و بناهای یادگار روزگار، نه تنها آوازه علوی را در درازنای زاگرس تا بین النهرین کمرنگ، که حضور جریان های ضد فرهنگی و تکفیری را برای تثبیت در غرب ایران، فراهم تر می کند.

جای تعارفی نمانده است کرمانشاه سالیانی ست که هویت زدایی شده و چونان سرابِ بی نیلوفرش از طراوت فرهنگ خویش، کم  نصیب و بر چهره ی پر نشاط پیشینش سله های جفا، موج موج بسته و تنیده شده است ... .

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
3 + 4 =