به گزارش هاناخبر ، چند سال دیگر باید بگذرد تا مردم بوکان شاهد افتتاح کنارگذری باشند که سالهاست در پیچوخم وعدهها، بازدیدهای تشریفاتی و زمانبندیهای شکستخورده گرفتار شده است؟ پروژهای که قرار بود موتور توسعه منطقه باشد، امروز به نماد آشکار فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شده؛ جایی که هر بار مسئولی پشت تریبون میرود، وعدهای تازه متولد میشود و چند ماه بعد در سکوت فراموش میشود.
کنارگذر بوکان؛ رکورددار وعده، بازنده در عمل
اگر قرار بود کنارگذر بوکان با تعداد وعدهها تکمیل شود، امروز نه تنها افتتاح شده بود بلکه به یکی از مجهزترین محورهای کشور تبدیل میشد.
سالهاست مردم یک سناریوی تکراری را تماشا میکنند؛ مسئولان میآیند، بازدید میکنند، مصاحبه میکنند، تاریخ میدهند و میروند؛ اما پروژه همانجا میماند که بود.
مردم ماندهاند و جادهای که هنوز کامل نشده است.
مردم ماندهاند و پلهایی که هنوز نیمهکارهاند.
مردم ماندهاند و وعدههایی که یکی پس از دیگری به تاریخ میپیوندند.
بازدیدهای پرهزینه؛ خروجی صفر!
طی سالهای گذشته، معاونان وزیر راه و شهرسازی، مدیران ارشد و مسئولان مختلف بارها و بارها از کنارگذر بوکان بازدید کردهاند.
اما سؤال افکار عمومی روشن است:
حاصل این همه بازدید چه بوده است؟
چند عکس یادگاری؟
چند مصاحبه امیدوارکننده؟
چند وعده جدید؟
مردم بوکان از مسئولان گزارش عملکرد میخواهند، نه گزارش بازدید.
آنچه مردم در میدان میبینند، پروژهای است که هنوز در بخشهای کلیدی آن خبری از تکمیل و بهرهبرداری نیست.
ناچیت، سد شهید کاظمی و محور بوکان ـ سقز؛ قربانیان فراموششده
پلهای زیرگذر و روگذر ناچیت، تقاطع جاده سد شهید کاظمی و بخشهای مهم محور بوکان ـ سقز همچنان درگیر تأخیرهای طولانی هستند.
هر روز تأخیر، یعنی اتلاف زمان، افزایش خطرات جادهای، تحمیل هزینه به مردم و عقبماندن منطقه از توسعهای که سالهاست وعده داده میشود.
سؤال اینجاست:
چه کسی پاسخگوی این سالهای از دست رفته است؟
چه کسی مسئول این تأخیرهای فرساینده است؟
و چرا هیچکس حاضر نیست مسئولیت این وضعیت را صریح و شفاف بپذیرد؟
ینگیجه به قاطانقور؛ انگار اصلاً وجود ندارد!
در میان تمام این بیتوجهیها، راه ارتباطی مهم روستای ینگیجه به قاطانقور نیز همچنان در حاشیه مانده است.
گویی صدای مردم این منطقه به گوش تصمیمگیران نمیرسد.
گویی توسعه فقط در جلسات و گزارشها اتفاق میافتد و نه در زندگی واقعی مردم.
مردم منطقه حق دارند بپرسند چرا برای یک مسیر ارتباطی حیاتی، پس از این همه سال هنوز برنامهای روشن و اقدام عملی دیده نمیشود؟
وعدههای مکرر؛ اعتماد عمومی زیر فشار
محمد قسیم عثمانی، نماینده بوکان، نیز بارها در تریبونهای رسمی و مقابل دوربین رسانهها از زمانهای مشخص برای افتتاح این پروژه سخن گفته است.
اکنون اما افکار عمومی یک سؤال ساده و صریح دارد:
آن وعدهها چرا محقق نشدند؟
چرا تاریخهای اعلامشده یکی پس از دیگری سپری شدند اما پروژه همچنان ناتمام باقی ماند؟
مردم حق دارند پاسخ روشن، شفاف و مستند دریافت کنند؛ نه وعدهای جدید برای تاریخی دیگر.
صبر مردم به پایان خط نزدیک میشود
واقعیت این است که کنارگذر بوکان دیگر فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ این پروژه به آزمون بزرگ صداقت، کارآمدی و پاسخگویی مسئولان تبدیل شده است.
مردم دیگر مراسم کلنگزنی، بازدیدهای دورهای و وعدههای تکراری نمیخواهند.
مردم نتیجه میخواهند.
مردم پاسخ میخواهند.
مردم زمان دقیق، اعتبار مشخص و برنامه روشن میخواهند.
و تا زمانی که این مطالبات بیپاسخ بماند، کنارگذر بوکان نه نماد توسعه، بلکه نماد سالها بیبرنامگی، تعلل و وعدههای تحققنیافته خواهد بود؛ زخمی که هر روز عمیقتر میشود و اعتماد عمومی را بیش از پیش فرسایش میدهد.
ارسال نظر