به گزارش هاناخبر ، در گوشهای آرام از این شهر خسته…
جایی میان خاطرهی گچنوشتههای کلاسهای قدیمی…
و بوی خاک خوردهی کتابهای کهنه…
مردی ایستاده است.
مردی که نه سیاستمدار است و نه ستارهی تلویزیون…
اما قلب هزاران انسان را روشن کرد.
با واژه.
با عشق.
با سکوتی پر از فریاد!
نامش را به خاطر بسپارید: حسین شیربِگی
قصهاش هرگز تمام نشد…
او ننوشت برای شهرت، بلکه برای شرافت نوشت.
نه در کاخ… بلکه در زیرزمین کتابخانهای کوچک،
سلطنت فرهنگ را بر دوش کشید.
در روزگاری که کتاب غریبهای بیصداست…
و واژه، کالایی فراموششده…
او درخت ادبیات کوردی را در خاک بوکان کاشت.
هر روز در سکوت آبیاریاش کرد.
با دستهایی ترکخورده…
و دلی که جز مردم، چیزی در آن جا نگرفت.
منتظر گزارشی باشید:
بیسابقه، و سراسر عشق…
بوکان هنوز روشن است…
چون حسین شیربِگی هنوز مینویسد.
هاناخبر؛ تپش واژهها، صدای جاودانگی!
ارسال نظر