تحلیل اختصاصی؛ به قلم امیر ایزددوست | سردبیر هاناخبر

وقتی ترامپ، مهره‌هایش را اشتباه می‌چیند | شاه‌مات در تنگه‌ای که هرگز تسلیم نمی شود

کافی است یک نقشه جغرافیایی ساده روی میز بگذاری. همین یک کار کوچک، گاهی از هزار جلسه اطلاعاتی ارزشمندتر است. اما وقتی قدرتمندترین مرد جهان این نقشه را نادیده می‌گیرد، نتیجه‌اش چیزی نیست جز یک بازی شطرنج که از همان حرکت اول، مات است.

به گزارش هاناخبر ، واشنگتن در روزهای اخیر سناریویی را روی میز گذاشته که کارشناسان ژئوپلیتیک را به دو دسته تقسیم کرده: آن‌هایی که می‌خندند و آن‌هایی که نگران‌اند. سناریو ساده است: محاصره دریایی کامل، بستن شریان نفتی ایران، خفه کردن اقتصادی یک کشور ۱.۶۴ میلیون کیلومتر مربعی از طریق کنترل یک تنگه.


تنگه‌ای که می‌تواند دنیا را آتش بزند — و چرا این نقشه از همان ابتدا محکوم به شکست است

بعضی اشتباهات راهبردی آن‌قدر بزرگ‌اند که تاریخ، سال‌ها بعد آن‌ها را در کتاب‌هایش می‌نویسد. نه به عنوان درس، بلکه به عنوان هشدار. آنچه این روزها در واشنگتن طراحی می‌شود، شاید یکی از همان صفحات باشد.

انگشت روی ماشه، چشم روی نقشه اشتباه

تصور کنید کسی ادعا کند می‌تواند رگ‌های خونی یک غول را با یک بند انگشت ببندد.

این دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن روی میز گذاشته: محاصره دریایی کامل ایران. بستن تنگه هرمز. خفه کردن صادرات نفت. قطع شریان اقتصادی کشوری به وسعت ۱.۶۴ میلیون کیلومتر مربع — تقریباً به اندازه نصف اروپای غربی — از طریق کنترل یک آبراه.

اما جغرافیا، نه به واشنگتن بدهکار است، نه به هیچ قدرت دیگری. و این بار، جغرافیا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

اولین انفجار: قبل از شلیک اول

حتی پیش از آنکه یک ناو جنگی لنگر بیندازد، بازارهای جهانی انرژی لرزیدند.

قیمت نفت از سقف روانی صد دلار عبور کرد. نه به خاطر کمبود واقعی — بلکه به خاطر چیزی ترسناک‌تر: ترس از فردا.

حالا این عدد را در ذهن نگه دارید و به آمریکا فکر کنید. به پمپ بنزین‌هایی که هر سنت افزایش قیمت، مستقیماً به رأی‌دهنده‌ای ترجمه می‌شود که صبح زود سر کار می‌رود. به اقتصادی که هنوز زخم‌های تورم را با خود حمل می‌کند. به افکار عمومی‌ای که وقتی کیف پولش سبک می‌شود، دنبال مقصر می‌گردد — و نگاهش همیشه به یک آدرس ختم می‌شود: کاخ سفید.

این طرح، قبل از اجرا، اولین قربانی‌اش را در خانه خودش می‌گیرد.

دنیا صف کشید — اما نه پشت واشنگتن

اینجاست که داستان از یک بحران منطقه‌ای، به یک بحران جهانی تبدیل می‌شود.

لندن — همان متحد قدیمی، همان شریک آتلانتیک — با لحنی که در دیپلماسی بریتانیایی کمیاب است، اعلام کرد که در این بازی شریک نخواهد شد. بروکسل ابروهایش را بالا انداخت و نگرانی‌هایش را پنهان نکرد. پکن — که بخش قابل توجهی از نفت مورد نیازش از همین مسیر عبور می‌کند — خواستار آزادی دریانوردی شد. مسکو با لحنی که ترکیبی از انتقاد رسمی و رضایت پنهان بود، این طرح را عامل بی‌ثباتی بازارهای جهانی خواند. آنکارا هم نگرانی‌هایش را با صراحت بیان کرد.

یک لحظه مکث کنید.

وقتی متحدان سنتی، رقبای استراتژیک، و شرکای اقتصادی — همه با هم — در یک صف می‌ایستند، این دیگر مخالفت نیست. این یک پیام است. پیامی که می‌گوید: این بار، تنها هستید.

۵۸۰۰ کیلومتر دلیل برای شکست

و حالا، بگذارید آن نقشه را روی میز بگذاریم. همان نقشه‌ای که ظاهراً کسی در واشنگتن زحمت نگاه کردن به آن را نکشیده.

ایران تنها یک دریچه به دنیا ندارد.

این کشور با ساحلی بالغ بر ۵۸۰۰ کیلومتر، حدود سی بندر فعال دارد که بر آب‌های خلیج فارس، دریای عمان، دریای عرب و دریای خزر اشراف دارند. از بندرعباس تا چابهار، از بوشهر تا انزلی، از خرمشهر تا امیرآباد — هر کدام یک مسیر جایگزین، یک راه فرار از محاصره، یک شریان که هیچ ناوگانی نمی‌تواند آن را ببندد.

اما این تمام ماجرا نیست.

هفت مرز زمینی. عراق. ترکیه. پاکستان. افغانستان. ترکمنستان. آذربایجان. ارمنستان. هفت کریدور تجاری که هیچ ناو جنگی قادر به بستن آن‌ها نیست. هفت مسیری که حتی در تاریک‌ترین سناریوها، جریان تجارت را زنده نگه می‌دارند.

محاصره کامل کشوری با این مشخصات جغرافیایی؟ این دیگر استراتژی نیست. این یک توهم است.

وقتی غول بیدار می‌شود

و البته، ایران در این معادله یک متغیر منفعل نیست.

ارتش و سپاه پاسداران پیام را با صراحتی که جای هیچ تفسیری باقی نمی‌گذارد، فرستاده‌اند: اگر امنیت بنادر ایران به خطر بیفتد، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عرب از امنیت برخوردار نخواهد بود.

این دیگر بلوف دیپلماتیک نیست. این یک معادله ریاضی است. معادله‌ای که اگر حل شود، نتیجه‌اش نه فقط یک بحران منطقه‌ای، بلکه فلج شدن یک‌سوم تجارت انرژی جهان خواهد بود.

در پایان، این داستان درباره یک تنگه نیست.

درباره این است که قدرت نظامی، بدون درک عمق جغرافیا، تاریخ و ژئوپلیتیک یک منطقه، می‌تواند به بزرگ‌ترین دشمن خودش تبدیل شود. درباره این است که وقتی کسی مثل ترامپ، نقشه را وارونه نگاه می‌کند، اولین کسی که گم می‌شود، خودش است.

شطرنج‌باز بزرگ، این بار مهره‌هایش را اشتباه چیده. و جغرافیا — صبورترین و بی‌رحم‌ترین داور تاریخ — منتظر است.

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
5 + 4 =