در نشست تخصصی « شرح و تفسیر مثنوی مولوی » در اراک مطرح شد؛

درس گفتار « طوطی و بازرگان » با نگاهی نو به آموزه‌های عرفانی/ بررسی جایگاه «رنج» و « معنا » در مثنوی مولوی

شناسهٔ خبر: 42D9FBBD -
مرکزی – نشست تخصصی و درس‌گفتار «شرح و تفسیر مثنوی مولوی» با رویکرد میان‌رشته‌ای به اخلاق، عرفان تطبیقی، روان‌شناسی و فلسفه، با محوریت واکاوی قصه «طوطی و بازرگان» از مثنوی مولوی، در خانه فرهنگ اراک برگزار شد.

به گزارش خبرنگار هاناخبر ، در اراک در این نشست که با حضور جمعی از شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی برگزار شد، مرتضی لطیفی، استاد ادبیات و زبان فارسی، به ایراد سخنرانی پرداخت.

لطیفی با اشاره به بیت مشهور مولوی گفت:

«عاشقم بر قهر و بر لطفش، به جد

بوالعجب من عاشق این هر دو ضد»

 

وی افزود: این بیت در مثنوی، یکی از بنیادی‌ترین آموزه‌های عرفانی ـ ایمانی در دستگاه فکری مولوی است؛ جایی که عارف بزرگی چون او، لطف و قهر، نعمت و بیماری و دیگر رنج‌های زندگی آدمی را «یک حقیقت یا نمود واحد» می‌داند و هر دو را گواه توجه و عنایت معشوقِ خداوندی تلقی می‌کند.

خود پیداست که رسیدن به چنین باور و کنش تاب‌آورانه‌ای با توصیه‌های ساده اخلاقی حاصل نمی‌شود، بلکه میوه و نتیجه دگرگونی ژرف آدمی در نگاه به خویش، جهان و خداوند است. معمولاً انسان در هنگام رنج، بلا، گرفتاری و بیماری از خود می‌پرسد: «چرا این اتفاق برای من افتاد؟»؛ در حالی که یک عارف و سالک تجربی از خود می‌پرسد: «این رنج قرار است چه چیزی را به من بیاموزد؟»

 

رنج؛ از حادثه‌ای تلخ تا درسی معنا‌دار

 

وی ادامه داد: مولوی با همین تغییر زاویه دید و با همین نگاه عاشقانه به خدا، رنج را از یک حادثه تلخ و دشوار به یک درس معنا‌دار، یک تحول وجودی و آزمونی برای تاب‌آوری تبدیل می‌کند. او می‌گوید گاه برخی چیزها مطابق میل ما نیست؛ پس باید از آن‌ها پلی برای عبور ساخت و با معنا‌بخشی از آن‌ها گذشت.

یکسان دانستن قهر و لطف، جفا و مهر در نگاه عارف، به معنای بی‌حسی یا لذت بردن از درد و رنج نیست. مولوی خود بارها از رنج، فراق و اندوه سخن گفته است. مقصود او این نیست که بیماری خوشایند است؛ بلکه معتقد است انسان باید در پسِ بیماری معنایی الهی بیابد تا هم از شدت رنجش بکاهد و هم رابطه خود را با معشوق از دست ندهد.

 

پیوند اندیشه مولوی با معنا‌درمانی ویکتور فرانکل

 

لطیفی اظهار کرد: از دیدگاه روان‌شناسی معاصر، نزدیک‌ترین مفهوم به این نگرش را می‌توان در اندیشه‌های ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و عصب‌شناس برجسته اتریشی، بنیان‌گذار معنا‌درمانی (لوگوتراپی) و نویسنده کتاب «انسان در جستجوی معنا» یافت. فرانکل معتقد بود انسان اگر برای رنج خود معنایی پیدا کند، توان تحمل آن را نیز خواهد داشت.

اما مولوی یک گام فراتر از فرانکل می‌رود؛ او نه فقط معنا، بلکه عشق را در دل رنج می‌جوید:

 

«این عجب بلبل که بگشاید دهان

تا خورد او خار را با گلستان

 

این چه بلبل، این نهنگ آتشی‌ست

جمله ناخوش‌ها ز عشق او را خوشی‌ست»

(ابیات ۱۵۷۱ و ۱۵۷۲ دفتر نخست مثنوی)

 

عشق؛ محور زندگی انسان مؤمن

 

وی افزود: انسانی که بتواند واقعاً «عاشق لطف و قهر» باشد، به مرحله‌ای خواهد رسید که محور زندگی‌اش دیگر لذت و درد نیست، بلکه عشق است. چنین انسانی کمتر می‌پرسد: «چه چیزی به من می‌رسد؟» و بیشتر می‌پرسد: «اراده معشوق چیست؟» این همان چیزی است که مولوی آن را اوج بندگی انسانی می‌داند؛ انسانی که «مؤمنِ عاشق» مینیاتور خداست.

 

ریاضت و رنج؛ زمینه‌ساز رشد و شکوفایی

 

لطیفی با اشاره به استعاره‌های مولوی گفت: مولوی بارها از کنایه‌ها و استعاره‌هایی چون زرگر، آهنگر، باغبان، پاک کردن جوی، ویران کردن خانه و آباد کردن دوباره آن استفاده کرده است.

 

«بهر آن است این ریاضت وین جفا

تا برآرد کوره از نقره جفا»

طلا و نقره در آتش خالص می‌شوند و درخت با هرس شدن بهتر رشد می‌کند. همه سخن مولوی این است که گداختن و بریدن شاخ و برگ‌های اضافی، نه قهر و جفا، بلکه عین تغییر، رشد، شکوفایی و آنِ دیگر شدن ما از سوی خدایی است که در یک رابطه افقی، معشوق انسان است.

 

سه ویژگی خداوند در نگاه عارفان

 

وی در ادامه بیان کرد: عارفان در آثار خود، خداوند را دست‌کم با سه ویژگی «معشوق» نامیده‌اند و با او مواجهه‌ای عاشقانه برقرار می‌کنند:

نخست: خداوند دارای جمال و زیبایی است؛ بنابراین می‌توان عاشق او شد و از ژرفای جان دوستش داشت.

دوم: خداوند رازآلود، محتشم و شکوهمند است و هرچه به او نزدیک‌تر می‌شویم، باز هم نمی‌توانیم او را آن‌چنان که هست، با «منِ» کوچک و محدود خود بشناسیم. در ادبیات دینی از این ویژگی با عنوان «ذوالجلال» یاد می‌شود.

سوم: خداوند صاحب جود و کرم است.

تفاوت جود و کرم با بخشش

لطیفی در پایان خاطرنشان کرد: جود و کرم در ادبیات دینی، عرفانی و اخلاقی دقیقاً مترادف بخشش نیست. بسیاری از بخشش‌های ما در زندگی از روی ترس، اجبار، مصلحت، رفع تکلیف یا انگیزه‌های دیگر صورت می‌گیرد؛ اما جود و کرم به معنای «همه‌بخشی بدون چشمداشت» است؛ بخششی باران‌وار و خورشیدگونه که افزون بر عطا کردن، خیر و برکت را نیز در پی دارد.

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
4 + 8 =